تبليغاتX
چه کسی بهتر از خدا؟

مهدي جان

مهدي جان! بگذار نباشد بر من صبحي که بدون تو آغاز شود. در آن پگاهي که نسيم عشق شروع به وزيدن مي‌کند، در آن سکوت صبحگاهي، فقط تويي که مي‌تواني روح سوهان خورده‌ي مرا از زخم زمانه التيام بخشي.



مولاي من! مي‌گويند انتظار مثل درد دندان است ولي نه، اگر اين‌طور بود، آن را به راحتي به دور مي‌انداختم. والله که از انتظار بند بند وجودم در آتش فراقت مي‌سوزد.


 
يا صاحب‌الزمان! تا کي در آسمان به پرنده خيره شوم؟ تا کي گل‌هاي سرخ را به يادت بر پرده‌ها سنجاق کنم؟ تا کي در پياده‌روي نگراني انتظار قدم زنم؟



مولاي من! ارمغان غيبت تو، دل شکسته‌اي ست که در قفس سينه‌ام بر بستر انتظار آرميده است.
يا صاحب‌الزمان! سايه‌ي سبزت بر سرم کم مباد. اي کاش دعايم مستجاب مي‌شد که خداوند گناهانم را به محضرت نرساند تا دل پر دردت از دست نوکر بي مقدارت نرنجد، زيرا دل قشنگت ديگر جاي گنجاندن کجروي‌هاي مرا ندارد. کاش بر دعاي فرجم در حق تو اي گل زهرا سلام‌الله‌عليها، مرغ آمين، آمين مي‌گفت و تو را از زندان غيبت نجات مي‌داد.
آيا مرا به مرواريد بخشش مزيّن خواهي کرد؟ آيا مي‌شود که دوباره مثل روزهاي اوّل آشنايي‌ام با تو، به خوابم بيايي و بر روي سياهم لبخند بزني؟ هنوز چهره‌ي مهربانت را که در خواب ديده بودم، از خاطرم نرفته چون مي‌دانم که از دل نرود هر آن که از ديده برفت.



گل زيباي خاطرات شيرينم، مهدي جان! اگر پس از مرگم گورم را بشکافي و قلبم وجود داشته باشد، خواهي ديد که روي آن نوشته شده: نفرين بر انتظار که قاتلم بود.



نمي‌دانم چه‌طور بگويم که خودم هم راضي شوم. اگر با زبانِ دلم شروع کنم حرفم زود تمام مي‌شود، امّا دوست دارم با همان امامي نجوا کنم که بهايي براي محبّتش نداده بودم.
داشتم زندگيم را مي‌کردم؛ تا اين که صحبت از آقايي به ميان آمد که خود غريب بود و به درد ديگران آشنا.
گفتم يا علي بگويم و با آقايي که اين همه ذکر خيرش را مي‌کنند، صحبتي کنم.
کلام اوّل همان و جواب هم همان.
به خدا اصلاً نمي‌توانم چيزي از محبّت اربابم بگويم. اگر شرمندگي را بهانه قرار دهم، باز هم وجدانم راضي نمي‌شود و راستي اگر شرم مي‌کردم . . .


کلام آخر:
خدايا اگر قرار است بميرم، بگذار امامم بيايد؛
        اگر قرار است بسوزم، بگذار امامم ببيند؛
     و اگر قرار است به غربت نشستن او از جانب ما باشد، الهي العفو


التماس دعا


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 16:47  توسط اکتای  |