مـژدهي آمـدنت قيمـت جـان ميارزد تاري از موي تو آقـا به جهـان ميارزد
يا صاحبالزمان
ميگويند درد انتظار مثل درد دندان است که تا به سر نيامده به عمق جان اثر ميکند. ولي اي کاش درد انتظارت مثل هزاران درد دندان بود. درد فراقت بند بند وجودم را ميگدازد. نميدانم چه وقت اين سوز هجران به سر خواهد آمد و آن لحظهي باور نکردني برايم به وقوع خواهد پيوست.
يا صاحبالزمان! تا کي در آسمان به پرنده خيره شوم؟ تا کي در پيادهروي نگراني انتظار قدم زنم؟ تا کي گلهاي سرخ را به يادت بر پردهها سنجاق کنم؟ و تا کي شبهاي جمعه به يادت بخوانم سلامٌ علي آل ياسين؟ تا يار که را خواهد و ميلش به که افتد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 16:47  توسط اکتای
|