تبليغاتX
چه کسی بهتر از خدا؟
 

 

                      

 

                         **  باآرزوی سعادتمندی وسلامتی برای شما برادران دینی   ** 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 0:43  توسط عطا  | 
                                                               

                         دوستان گرامی انشاا... روزی نصیب ماهم شود

 

                                                             

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 0:34  توسط عطا  | 
 

          اسلام کاملترین دین

     پرسش۱ : چرا اسلام كاملترین و بهترین دین خداوند است ؟

پاسخ : كامل بودن

دین كامل و تمام ، یعنى مجموعه اى از قوانین الهى براى بشر تا روز قیامت كه : ۱. انسان  را به  هدف نهایى برساند ; ۲. به خارج از خودش (سایر مكاتب ) احتیاج نداشته  باشد .

ادیان  الهى ، بنا به  نیاز امت ها و تناسب محیط زندگانى با هم مختلف بوده ، هر دینى تكمیل شده دین قبلى است و چون اسلام ، آخرین دین الهى است ، تمام نیازمندى هاى بشر را براى هدایت و سعادت دارد .

بشر در دوران  زندگى خود یك رشته  نیازمندى هاى اصیل و ثابتى دارد و نیز در میان  شئون  زندگى بشر ، مانند قوانین طبیعت ، واقعیت هایى هست كه  گذشتِ زمان  از اصالت آن ها نمى كاهد ; زیرا واقعیت ، همیشه  واقعیت است . اساس دین اسلام بر این حقایق نهاده شده و قوانین آن  بر پایه  احتیاجات تكوینى و فطرى انسانى مستقر گردیده است . بعضى از این قوانین ثابت است و برخى دیگر نیز متغیر و بنابه  مصلحت روز از احكام كلى دین استنباط مى شود ، در نتیجه  ، چون تمامى نیازمندى هاى بشر براى هدایت و سعادت ، در دین اسلام وجود دارد ، مى توان  گفت كه  دینِ اسلام دین كاملى است .

آیه شریفه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِى ; (مائدة ، 3) امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم .» ، به  این معناست كه  پیامبر(صلى الله علیه وآله) با استفاده از نیروى وحى ، آخرین مرحله كمال را با تمام شرایط و خصوصیات در اختیار بشرِ حق جو قرار داده و موانع كار را نیز از سر راه آن ها برداشته  ، به  طورى كه  دیگر هیچ نقصى تا قیامت براى راهنمایى انسان  باقى نمانده است : «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِكَلِمَـتِهِ ; (انعام ، ۱۱۵) و كلام پروردگار تو ، با صدق و عدل به  حد تمام رسید ; هیچ كس نمى تواند كلمات او را دگرگون  سازد .»•

ب ) همگانى بودن  دین اسلام :

برخى از دلایل همگانى بودن  دین اسلام عبارتند از:

۱ . دین اسلام بر اساس فطرت انسان ها پایه گذارى شده و چون  فطرت در همه  انسان ها مشترك است ، پس اسلام همگانى است ; چنان كه  قرآن  كریم مى فرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ.. . ; (روم ، 30) پس روى خود را متوجه آیین پروردگار كن ! این فطرتى است كه خداوند انسان ها را بر آن  آفریده ; دگرگونى در آفرینش الهى نیست .» نتیجه  ، این كه  دین همگانى است .

۲ . دین كه  همان  مجموعه آیات الهى در قرآن  است ، به  «نور» (مائده ، 15) ، «كتاب مبین » (حجر ، 1) و «برهان » (نساء ، ۱۷۴) تعبیر شده است . این نور براى همه  افراد بشر لازم و مفید است ; پس دین اسلام همگانى است ; چنان كه  خداوند مى فرماید «وَ مَا هِىَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْبَشَرِ» (مدثر ، 31) ; «وَ مَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَــلَمِینَ ; (قلم ، 52) و اختصاصى به  عصرى خاص و یا نژادى ویژه ندارد» ; «وَ مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلاَّ كَآفَّةً لِّلنَّاسِ» . (سبأ ، 28)

۳. قلمرو انذار پیامبر نیز همه  افراد بشرند: «تَبَارَكَ الَّذِى نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعَــلَمِینَ نَذِیرًا ; (فرقان ، 1) زوال ناپذیر و پر بركت است كسى كه  قرآن  را بر بنده اش نازل كرد تا بیم دهنده جهانیان  باشد» ; «نذیراً للبشر ; نذیر براى بشر است .» (مدثر ، 36)

۴. دعوت و ترغیب دین از همه  انسان ها به  تدبّر و تفكر ، شاهد دیگرى بر جهانى بودن  آن  است : «أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ ; (محمّد ، 24) چرا در قرآن  تدبّر نمى كنید» .

۵ . تَحدّى قرآن  تا قیامت و اعتراف جهانیان  به  عجز از آفریدن  اثرى همانند آن  ، دلیل دیگر بر جهانى بودن  دین است .

۶ . اهداف دین (تزكیه  ، تعلیم ، حكمت و تربیت ) براى هدایتِ همگان  است ; هر چند افراد لایق از آن  سود مى برند: «الـم * ذَ لِكَ الْـكِتَـبُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ ; (بقره ، 1 ـ 2) (بزرگ است خداوندى كه این كتاب عظیم را از حروف ساده الفبا به وجود آورد) آن  كتاب با عظمتى است كه  شك در آن  راه ندارد و مایه هدایت پرهیزكاران  است .»

و.. . .•

۲ . ر .ك : تسنیم ، آیة الله جوادى آملى ، ج 1 ، ص 31 ـ 41 ، مركز نشر اِسراء .

پرسش2: آیا درباره برترى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) غیر از مسأله خاتمیت، دلیل دیگرى از قرآن داریم؟

پاسخ: بى تردید پیامبران الهى در یك سطح نیستند و برخى بر دیگرى برترى دارند. «تِلكَ الرُّسُلُ فَضَّلنا بَعضَهُم عَلى بَعض; (بقره،253) برخى از پیامبران را بر برخى دیگر برترى بخشیدیم...»; «...وَ لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلَى بَعْض...;(اسراء،55)...و در حقیقت، بعضى از پیامبران را بر بعضى برترى بخشیدیم...» و از پیامبران، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) از همه برتر است. در حدیثى پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)مى فرماید: خداوند 124 هزار پیامبر آفرید كه من از همه آنان گرامى تر هستم در عین حال فخر و مباهاتى نمى كنم.•

دلایل فراوانى بر این برترى هست كه به برخى اشاره مى شود:

1. خاتمیت; پیامبر اسلام خاتم پیامبران است. «مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَد مِّن رِّجَالِكُمْ وَ لَـكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ...;(احزاب،40) محمد پدر هیچ یك از مردان شما نیست. ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است...»

2. شاهد بر همه پیامبران; هر پیامبرى در قیامت گواه امت خویش است، ولى پیامبر اسلام گواه بر همه پیامبران خواهد بود. «فَكَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةِم بِشَهِید وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلاَءِ شَهِیدًا ;(نساء،41) پس چگونه است ]حال شان[ آن گاه كه از امّتى گواهى آوریم، و تو را بر آنان گواه آوریم؟»

3. رحمت بر جهانیان; پیامبر اسلام رحمت براى همه جهانیان است. «وَ مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَــلَمِینَ ;(انبیاء،107) و تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم.»

4. بالا بودن درجات; برخى از مفسران گفته اند در آیه «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْض مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَـت...;(بقره،253) مراد از «رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَـت; درجات بعضى از آنان را بالا برد» پیامبر اكرم است.•

1. بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 11، ص 30.

2. ر.ك: المیزان، علامه طباطبایى، ج 2، ص 309، دفتر انتشارات اسلامى، قم .

پرسش 3 : چند دلیل براى خاتمیت پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله) بیان كنید .

پاسخ : براى خاتمیت نبوت دلایل عقلى و نقلى وجود دارد . محور دلایل عقلى بر این است كه چرا نبوت ، با پیامبراكرم(صلى الله علیه وآله)خاتمه یافت ؟ در پاسخ پرسش 2 به آن اشاره خواهیم كرد .

دلایل نقلى :

آیات :

1 . «مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَد مِّن رِّجَالِكُمْ وَ لَـكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ كَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَىْء عَلِیمًا ; (احزاب ، 40) محمّد ، پدر هیچ یك از مردان شما نبود ، ولى رسول خدا و خاتم و آخرین پیامبران است و خداوند بر هر چیز آگاه است .»

این آیه شریفه به خاتمیت نبوت تصریح دارد .

2 . «وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَـذَا الْقُرْءَانُ لاُِنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ ; (انعام ، 19) این قرآن بر من وحى شده تا شما و تمام كسانى را كه این قرآن به آن ها مى رسد ، انذار كنم .» از آمدن ضمیر «كم » كه براى مخاطبان و جمله «و من بلغ » كه شامل غایبان است (یعنى تا قیامت ) فهمیده مى شود كه قرآن ، عمومى ، ابدى و جهانى است و دیگر وحى نازل نخواهد شد . لازمه انقطاع وحى ، (به این شكل ) ختم نبوت است . آیات دیگرى نیز در این زمینه وجود دارد .•

روایات :

1 . امام صادق(علیه السلام) مى فرماید : «خداوند متعال ، محمد(صلى الله علیه وآله) را مبعوث گردانید ; پس به او سلسله پیامبران را ختم نمود و بعد از او پیامبرى نیست ; و بر آن جناب كتابى نازل فرمود ; پس به آن كتاب ، كتب را ختم فرمود ; پس كتابى بعد از كتاب آن حضرت نیست .»•

2 . پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله) در حدیث معروف و متواتر منزلت ، خطاب به حضرت على(علیه السلام) مى فرماید :

«آیا راضى نیستى كه نسبت به من ، همانند هارون نسبت به موسى باشى ، جز این كه پیامبرى بعد از من نخواهد بود ؟»•

3 . حضرت على(علیه السلام) مى فرماید : «خداوند ، پیامبر را پس از دوران فترت ، بعد از پیامبران گذشته فرستاد ، .. . و به وسیله او سلسله نبوت را تكمیل كرده ، وحى را با او ختم نمود .»•

این احادیث و روایات فراوان دیگرى با پیامى روشن به خاتمیت نبوتِ پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله) تصریح كرده است .

1 . المیزان ، علامه طباطبایى(رحمه الله) ، ترجمه موسوى همدانى ، ج 7 ، ص 58 ـ 59 ،

2 . وسایل الشیعه ، شیخ حر عاملى ، ج 18 ، ص 147 ، ح 62 ، مكتبة الاسلامیة .

3. بحارالانوار ، علامه مجلسى(رحمه الله) ، ج 21 ، ص 208 .

4 . نهج البلاغه ، سید رضى(رحمه الله) ، شرح شیخ محمّد عبده ، ص 307 ، دارالبلاغه ،

پرسش 5 : آیا دلیلى در قرآن وجود دارد كه ثابت كند ، ادعاى قرآن در خاتمیت صحیح است ; یعنى این ادعاى قرآن از خود قرآن دلیلى هم دارد ؟ با همه رشد افكار بشرى آیا باز هم قرآن جوابگو مى باشد ؟

پاسخ : دلایل نقلى بر خاتمیت در قرآن و روایات بسیار است . یك دسته آیات دلالت مى كند كه هدف همه ادیان واحد بوده كه با گذشت زمان كامل شده است : «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِكَلِمَـتِهِ... ; (انعام ، 115) و سخن پروردگارت به راستى و داد ، سرانجام گرفته است و هیچ تغییردهنده اى براى كلمات او نیست .. .» .

دسته دیگر آیات ، مربوط به خاتمیت نبوت و وحى است : «.. .وَ لَـكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ... ; (احزاب ، 40) .. . ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است .. .» .

اگر فلسفه تجدید نبوت هاى «تبلیغى » و «تشریعى » سابق مشخص گردد ، مسئله خاتمیت ، روشن و شفاف مى شود .

برخى از علل تجدید نبوت ها عبارتند از :

1 . عدم رشد و بلوغ فكرى مردم و قادر نبودن آن ها به حفظ كتاب آسمانى ; به همین خاطر این كتب در معرض تحریف قرار گرفت ; ولى در زمان نزول قرآن كه مقارن با پشت سرگذاشتن دوران كودكى بشر است ، این مشكل از بین رفت و از آن جا كه قرآن بر خلاف سایر كتب آسمانى ، خود معجزه است و حفظ آن از سوى خداوند ضمانت شده است ، از تحریف مصون است .

2 . در دوره هاى پیش ، بشر به واسطه عدم بلوغ فكرى قادر نبود یك نقشه كلى براى مسیر خود دریافت كند ; به همین جهت لازم بود منزل به منزل كسانى او را راهنمایى كنند ; ولى این قدرت و بلوغ در دوره نزول قرآن حاصل گردید و باعث منتفى شدن یكى دیگر از علل تجدید نبوت شد .

3 . غالب پیامبران ، تبلیغى بودند ، بعد از ختم نبوت ، مأموریت تبلیغ به عهده امام معصوم و علماى صالح گذاشته شد و لزومى براى تجدید نبوت نبود .

4 . بشر با دریافت كلیات وحى كه قرآن به او داده است ، از نظر رشد فكرى به جایى رسیده كه مى تواند در پرتو اجتهاد ، كلیات وحى را تفسیر و توجیه نماید و در شرایط مختلفِ مكانى و متغیّر زمانى هر موردى را به اصل مربوط ارجاع دهد . و.. . .

پس معناى ختم نبوت ، این است كه نیازِ به وحىِ جدید و تجدید نبوت رفع شده است ; ولى نیاز به دین و تعلیمات الهى همیشگى است ; كه این مهم را دانشمندان دینى از طریق اجتهاد و استنباط انجام مى دهند و نیز با كمى دقت روشن خواهد شد كه قرآن به عنوان مجموعه دین ، جواب گوى همه نیازهاى بشر ـ با همه رشد و بلوغى كه دارد ـ خواهد بود ; چون اولا : مصادر تشریع ، غنى ، وسیع و از نوعى انعطاف بهره مند است : «وَ مَا جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِى الدِّینِ مِنْ حَرَج ; (حج ، 78) .. . و در دین بر شما سختى قرار نداده است .. .» . ثانیاً : اسلام به واقعیات توجه دارد ; نه به صورت و شكل . اسلام ، به وسایل خاص یك عصر نظر ندارد ; بلكه روش و بیان كلیات متناسب با واقعیات را مطرح مى كند : مثلا در افزایش دادن قدرت نظامى مسلمانان مى فرماید : «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة... ; (انفال ، 60) و هرچه در توان دارید بسیج كنید.. .» كه این اصل كلى ، همه اعصار را پوشش مى دهد .

در دیگر موارد نیز چنین است . بنابراین ، اسلام شریعتى كامل ، جامع و جاویدان است . براى رویدادها و مسائل متناسب هر زمان ، قوانین و اصول كلى دارد و راه به كارگیرى آن ها را اجتهاد مى داند . راه اجتهاد همیشگى است و پاسخ گوى نیازمندى هاى بشر ، متناسب با رشد افكار او در همه زمان هاست .

                                             

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 23:11  توسط عطا  | 
 

بلوغ مرحله‌ای از رشد انسان است که باعث گذار از کودکی و رسیدن به بزرگسالی می‌شود. فردی که دوران بلوغ را پشت سر گذاشته باشد بالغ نامیده می‌شود و از نظر جنسی، توانایی تولید مثل دارد. بلوغ بیشتر اشاره به تغییرات جسمانی جسمانی در بدن مرد و زن دارد. این دگرگونی با نام بلوغ جسمانی شناخته می‌شود. علاوه بر آن بلوغ روانی نیز اشاره به رشد روانی و شخصیتی فرد دارد. بلوغ جسمانی معمولا در دوران نوجوانی اتفاق می‌افتاد. بلوغ روانی دیرتر و پس از بلوغ جسمانی روی می‌دهد. بلوغ اجتماعی مرحله تکاملی بلوغ انسان است که موجب تعیین شخصیت اجتماعی فرد می‌شود.

 ************************************************************* 

              بلوغ در پسران

بلوغ در پسران دیرتر از دختر دختران روی می‌دهد و معمولا سنین ده تا شانزده سالگی زمان بروز بلوغ جسمانی در پسران است. سرعت بلوغ نیز در پسران کمتر از دختران است و به همین دلیل دوران بلوغ و تکمیل نشانه‌های آن در پسران بیش از دختران طول می‌کشد .

نشانه‌های بلوغ در پسران که معمولا از آنها با عنوان صفات ثانویه جنسی نیز نام برده می‌شود، عبارتند از:

  • رشد بیضه، ترشح هورمونهای جنسی و افزایش تولید اسپرم
  • رشد آلت تناسلی
  • رویش موی صورت (ریش و سبیل)
  • رویس موی زهار در پائین شکم و اطراف اندامهای جنسی
  • رویش مو در زیر بغل و سایر بخشهای بدن
  • تغییر در صدا و کلفت شدن یا مردانه شدن آن
  • رشد بدنی و تغییرات جسمانی. 

******************************************** 

         بلوغ در خانم ها

نخستین نشانه شروع بلوغ در دختران، قاعدگی است که از نه تا هجده سالگی آغاز می‌شود. بطور متوسط دختران برای نخستین بار در سن سیزده سالگی دچار عادت ماهیانه یا قاعدگی می‌شوند .

از نظر جسم، با رشد استخوانها و عضلات بدن بویژه استخوان لگن و نیز به دلیل رشد پستانها، جهش بلوغ در دختران به سرعت و در مدتی کوتاه قابل مشاهده‌است. افزایش قد معمولا تا هجده سالگی ادامه می‌یابد.

نشانه‌های بلوغ و یا صفات ثانویه جنسی دختران عبارتند از:

  • قاعدگی
  • رشد پستانها
  • رویش مو در اطراف اندامهای تناسلی
  • رویش موی زیر بغل
  • زنانه شدن صدا
  • افزایش و توزیع چربی در بدن  

 

 

                           

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 22:59  توسط عطا  | 
   خدا (الله)                                               
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 14:17  توسط عطا  | 
 

  باعرض سلام خدمت تمام دوستان من عطا ۱۸ ساله دوست آقا اکتای هستم وعضواین وبلاگ هستم وامیدوارم مطالب خوبی برای شما با اکتای جان قرار داده باشیم .

شماره بنده برای تماس های شما د وستان گرامی در۲۴ساعت شبانه روز :۰۹۳۵۴۳۲۳۷۳۴ ویاباشماره اکتای   

                                     الله

              باتشکر از همگی ـ مدیریت وبلاگ   

  *******************************************************************

                             ************************************      

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 15:6  توسط عطا  |