تبليغاتX
چه کسی بهتر از خدا؟
سلام خدمت دوستان عزیز

چند تا نکته هستش که باید خدمتتون عرض کنم :

۱. سوالات خودتون رو در لینک نظرات بزارین.

۲. به قسمت موضوعات مطالب نیز مراجعه کنید.

۳. در صورت لینک کردن این وبلاگ خبر دهید تا وبلاگ شما نیز لینک شود.

۴. حتما نظرات و انتقادات خود را در رابطه با مسائل مطرح شده بیان فرمایید.

۵. در صورت تمایل برای عضویت در این وب سایت با این شماره تماس حاصل فرمایید. ۰۹۱۴۱۸۸۶۹۴۶

با تشکر : اکتای بهمنی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:3  توسط اکتای  | 

چرا در ایران دخترها به سربازی نمی‌روند؟

معافیت دختران از سربازی اختصاص به ایران ندارد. در بعضی کشورهای دیگر نیز دختران از خدمت زیر پرچم معاف بوده، داوطلبانه به سربازی می‌روند. این هم نشان می‌دهد که برخی از محدودیت‌های فردی و اجتماعی موجب شده‌اند که دختران از سربازی معاف باشند، از جمله اینکه دختران توان آموزش‌های نظامی طاقت‌فرسا و کارهای سخت را نداشته، انجام بعضی از مأموریت و فعالیت‌ها برای آنان مشکل می‌باشد.
سربازان کسانی هسند که در جنگ‌ها شرکت می‌کنند و وظیفه دفاع از کشور را بر عهده دارند. این فعالیت با وضع جسمی و روحی دختران همسویی نداشته، و آمادگی جسمی پسران جهت این فعالیت‌ها بیشتر از دختران است.
در جامعه اسلامی ایران علاوه بر محدودیت‌های فردی و اجتماعی، محدودیت‌های اخلاقی نیز وجود دارد؛ محدودیت‌هایی مانند اختلاط دختران و پسران در پادگان‌های آموزشی و در هنگام انجام وظایف افزون بر آن دختران بیشتر در معرض تجاوز و آسیب‌های اجتماعی و فردی قرار می‌گیرند، به گونه‌ای که دختران نیاز به حفاظت دارند. بر این اساس معافیت دختران از سربازی نوعی کمک به آنان است که تکلیف شاق اجتماعی از آنان برداشته شده است.
حال اگر شرایط برای سربازی دختران فراهم گردد و وظایف آنان در سربازی با توجه به شرایط جسمی و روانی آنان تعریف و مشخص شود، ممکن است دختران در ایران نیز به خدمت زیر پرچم فرا خوانده شوند، همانگونه که این مسئله را مطرح کرده‌اند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:0  توسط اکتای  | 

چرا در میان خانواده و جامعه به دخترها اهمیت کم‌تری داده می‌شود؟

این مسئله به طور کلی صحیح نیست ، مثلا در خانواده ای که چند پسر باشند و یک دختر، تک دختر مورد توجه بیشتری است. در عین حال نمی توان نادیده گرفت که در بسیاری از خانواده ها به پسران بیشتر اهمیت می دهند که این موضوع ریشه در علل و عوامل بسیاری دارد که برخی از آنها چنین است:
1- بى خبرى و ناآگاهى آنان از معارف دین مقدس اسلام . درآیات و روایات نه تنها ترجیحی بین جنس دختر با پسر صورت نگرفته است ، بلکه در روایات به موضوع توجه بیشتر والدین به دختر به خاطر احساس و عواطف رقیق تر آنان سفارش شده است.
2 - ممکن است برخوردهاى دوگانه معلول ناآگاهى نباشد. شخص در مقام سخن و استدلال به روشنى و با شفافیت تمام از عدم تفاوت زن و مرد سخن مى‏گوید و چه بسا به آیات و روایات هم استدلال کند، ولى در مقام عمل "آن کار دیگر" مى‏کند. همان گونه که مى‏داند دروغ، غیبت، تهمت، فریب دادن مردم، رشوه، ربا، تجاوز به مال و جان و یا ناموس مردم از گناهان کبیره است، لیکن با تمسک به توجیهات نادرست و غلط این گونه کارها را ممکن است انجام دهد و نام مسلمان هم بر خود نهد. واضح است که این گونه کارها غالبا معلول عدم آگاهى نیست، بلکه به "ضعف ایمان و کم سو بودن چراغ تقوا و دور بودن ازترس و خشیت الهى" برمى‏گردد.
3 - حاکمیت آداب و رسوم غلط قومى و قبیله‏اى یا بقاى رسوبات جاهلیت در اندیشه‏ها و عمل بسیارى از افراد است که در مقام عمل تفاوتى بین مردم عامى و بسیارى از درس‏خوانده‏ها و حتى آگاهان به مسایل دینى وجود ندارد.
4 - عدم خودباورى دختران وزنان نیز این ذهنیت را در جامعه ایجاد کرده که مردها قابلیت بیش‏ترى دارند. جامعه بانوان با خود باورى و اعتماد به نفس و حضور در صحنه‏هاى مختلف مى‏توانند توانایى‏هاى خود را نشان دهند.
5 - در جوامع سنتى مثل روستاها و شهرهاى کوچک که حوزه فعالیت پسران گسترده‏تر است و پسران در کنار پدر به شغل کشاورزى، کارگرى، تجارت و غیره اشتغال داشته و به اصطلاح عصاى دست پدر بوده‏اند. این امر باعث شده پدر، پسر را حامى خود بداند و او را بر دختر مقدّم بدارد.
البته باید توجه داشت که گاهی حساسیت بیشتر دختران نیز به تصور و خیال تبعیض دامن می زند ، در حالی که چنین نیست. یعنی دختران تصور می کنند که در حق آنان تبعیض می شود و کمتر به آنها توجه می شود ، اما در واقع توقع و انتظار آنها بیشتر است. این مسئله یا به خاطراحساس و عواطف رقیق تر در وجود آنها است که نیاز به توجه بیشتر را احساس می کنند ، یا به جهت خود خواهی ها است که این مسئله در مورد هر انسانی می تواند وجود داشته باشد.
سؤال دیگرتان در مورد مسائل جاری کشور است و می‌توانید از مسئولین اجرایی کشور سئوال کنید.
پى‏نوشت‏ها:
1 - نحل (16) آیه 95.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:0  توسط اکتای  | 

چرا دختران تا زمان ازدواج نمی‌توانند شهوات خود را بروز دهند؟

در این جهت فرقی بین دختر و پسر نیست. کسی که پیرو قانون اسلام است و به حفظ عفت فردی و اجتماعی اعتقاد دارد، باید شهوتش را کنترل کند، چه دختر باشد و چه پسر. اشباع غریزه جنسی از نظر اسلام باید از راه صحیح یعنی ازدواج شرعی و قانونی صورت گیرد. هر گونه فعالیت ارادی که با انگیزه شهوت انجام گیرد، برای دختر و پسر حرام است.
در بین کسانی که خود را مقید نمی‌دانند، پسران برای خود مانع کم‌تری در سطح جامعه می‌بینند؛ از طرفی شرم و حیا در آنها کم‌تر است،‌از این رو چه بسا از طریق غیر مشروع به خواسته‌های نفسانی خود دست می‌یابند.
ممنوعیت روابط نامشروع در اسلام و در ادیان آسمانی، به خاطر جهات متعدد است، از جمله:
1ـ حفظ کانون گرم خانواده و برقراری پیوندهای خانوادگی و حفظ نسل و پیوندهای خونی و فامیلی.
2ـ نگه داشتن حرمت و احترام زن و ممنوعیت نگاه ابزاری و جنسی به زن.
3ـ کنترل و محدودیت شهوات برای شکوفایی استعدادها و ارزش‌های عالی انسان.
4ـ جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی و روانی افراد جامعه و به خصوص دختران.
جهت آگاهی بیشتر شما از آثار و نتایج آزادی روابط جنسی و عدم کنترل شهوت، بخشی از تحقیقاتی را که در یک نشریه آمریکا در سال‌های گذشته صورت گرفته، برایتان بیان می‌کنیم:
نشریه آمریکایى «ایدرز دایجست» دربارة روابط پیش از ازدواج دختران و پسران مى نویسد: «هرساله 350 هزار دختر نوجوان امریکایى در سنین 15 تا 19 سال ـ دورة دبیرستان ـ به سبب ارتباط هاى نامشروع، آبستن شده و فرزندان غیر قانونى خود را به دنیا می آورند.... این دختران با رؤیاهایى چون ازدواج با دوستان پسرشان، اتمام تحصیلات، شروع یک زندگى ایده آل و دست یابى به یک شغل مناسب،‌ به این ارتباط غیر قانونى روی مى آورند. اما بسیار زود پرده هاى سراب گونة این اوهام به کنار رفته و واقعیت زندگى روى خود را نشان مى دهد و متأسفانه، این بیدارى درست در زمانى به دست مى آید که این دختران نوجوان دیگر شانسى براى برخوردارى از یک زندگى سالم و ایده آل ندارند».
این روزنامه در ادامه علت بروز این نابهنجاری‌هاى جنسى را روابط آزاد دختر و پسر در مدارس دانسته، طى گفتگویى با تعدادى از این دختران، به نقل از یکى از آنان می‌نویسد:
«ای کاش زمان به عقب بر مى گشت! اى کاش به عنوان عضوى از خانواده در میان والدینم جای داشتم. اى کاش هنگامى که زمینه هاى ایجاد یک ارتباط نامشروع برایم فراهم شده بود، کمى هم به زندگى آینده ام مى اندیشیدم و این گونه به پایان خط نمى رسیدم».
اگر اسلام روابط آزاد دختر و پسر را منع نموده، به خاطر آثارى است که این گونه روابط به دنبال دارد.
در ذیل به برخى از آن آثار که در نتیجة روابط آزاد دختر و پسر در جوامع غربى پدید آمده ، اشاره مى کنیم:
1ـ افزایش روابط جنسى نامشروع:
تحقیق نشان مى دهد که آمار روابط نامشروع جنسى که ناشی از روابط آزاد دختر و پسر است،‌ در امریکا و در تمامى جامعة اروپا رو به افزایش است، به گونه اى که در سال 1993 در امریکا 50% روابط دختر و پسر به روابط جنسی تبدیل شده است.
2ـ آبستنى هاى ناخواسته:
آمیزش جنسى نامشروع و افزایش آبستنى هاى غیر رسمى و زود هنگام یکى دیگر از آثار شوم روابط آزاد دختر و پسر است. آندره میشل در این باره می نویسد: «بیش از چهل درصد زنان امریکایى که پیش از بیست سالگى ازدواج مى کنند. به علت روابط آزاد پسر و دختر،‌ قبل از ازدواج حامله هستند. در نروژ 90% دخترانى که در سن کمتر از هیجده سال ازدواج مى کنند، آبستن هستند و در سوئد و آلمان نیز همین مطلب صادق است».
3ـ ازدیاد غیر قابل کنترل آمار سقط جنین:
متناسب با افزایش نرخ آبستنى هاى ناخواسته، آمار سقط جنین در کشور هاى غربى که دختر و پسر پیش از ازدواج روابط آزاد دارند رو به تزاید است. از یک میلیون زن و دختر نوجوانی که هر ساله در امریکا به طور ناخواسته باردار مى شوند، 53% فرزندان خود را سقط می کنند. این درحالى است که به علت برخى محدودیت ها که بعضى ایالات در مورد سقط جنین وضع کرده اند،‌ اکثر سقط هاى جنین گزارش نمى شود.
به ادعاى یک پزشک امریکایى که در یکى از زایشگاه هاى این کشور مشغول بوده و در مورد مشکلات محل کار خود مقاله اى نوشته است،‌ در حدود 47% از زایمان هاى تحت نظر وى مربوط به موالید نامشروع بوده است. به ادعاى وى اکثر موالید،‌ مربوط به زنان پایین تر از بیست سال مربوط به روابط آزاد دختر و پسر بوده است.
4ـ افزایش خانواده هاى تک والدینی:
افزایش شمار وصلت هاى غیر رسمی،‌ باعث کاهش در میزان ازدواج را ترسیم مى کند که یکى از پیامد هاى آن افزایش تعداد خانواده هاى تک والدینى است؛ یعنى خانواده هایى که فرزندان در آن ها محکومند تنها با یکى از والدین خود زندگى کنند.
آندره میشل مى گوید: «زندگى فرزندان نامشروع در بیش از 90% موارد با مادران است. این گونه مادران که تقریباً از سوى جامعه به ویژه والدین و آشنایان خود طرد مى شوند،‌ براى گذراندن زندگى با مشکلات شدید اقتصادى و فقر و فلاکت مواجهند.
روزنامة «ایدرز ایجست» ضمن ارائة گزارشى از وضع فلاکت بار معیشتى این گونه خانواده ها، گزارش زیر را نوشته است:
«مادر این بچه – که مادام بهانة پدر مى کند – براى تأمین نیازهاى مادى خود و فرزندانش ناچار است که در دو شیفت کامل کار کند که در نتیجه، فرزند وى در مقایسه با مادران دیگر،‌ زمان کمترى را با او سپرى مى کند. این فرزند غیرقانونى در حقیقت هم از نعمت پدر و هم از نعمت مادر محروم است.
این مادر نوجوان با تأسف و تأثر مى گوید: من با این حاملگى نامشروع براى تمام عمر دخترم را از نعمت پدر محروم کردم و باید تسلى بخش اندوه فراوان این طفل باشم.
5ـ روسپیگری:
پدیده شوم روسپى گرى به ویژه در بین دختران جوانى که به طور ناخواسته صاحب فرزند نامشروع شده اند، در جوامع غربى شایع است، زیرا فرزندان ناخواسته، فرصت هاى اشتغال و تحصیل را از مادران گرفته، آنان ناچارند براى تأمین هزینه هاى زندگی و رهایى از فقر، به هر کارى رو آورند.
6ـ گسترش بیمارى هاى مقاربتی:
روابط آزاد دختر و پسر، در نتیجه روابط آزاد جنسی، سکوی پرش روسپى گرى و افزایش بیمارى هاى عفونى و مقاربتى است. در این باره کافى است بدانید که: در هر 13 ثانیه یک نفر در امریکا به ویروس مهلک بیمارى ایدز مبتلا می شود. قربانیان این ویروس که عمدتاً از طریق بى بندو بارى جنسى مبتلا مى شوند، از این بیمارى عفونى هلاک مى گردند.
آنچه ذکر شد، اشاره به برخى پیامدهاى روابط آزاد دختر و پسر پیش از ازدواج است. عوارض دیگرى چون جنون،‌ عقده هاى روانی، تزاید جنایت و آدم کشى از دیگر نتایج آن روابط است.
به این ترتیب روشن شد که چرا اسلام روابط آزاد دختر و پسر و نگاه و صحبت هاى التذاذی آنان را حرام و ممنوع ساخته است.
آمار و نقل قول ها عمدتاً از کتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، ‌تدوین دفتر مطالعات و تحقیقات زنان از صفحة 60 تا 72 برداشت شده است. در این موضوع مى توانید کتاب هاى زیر را مطالعه کنید:
1ـ جامعه شناسى خانواده،‌ از دکتر شهلا اعزازی.
2ـ سیماى زن در جهان ـ امریکا، از مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری.
3ـ درّ و صدف، از محمد شجاعی، انتشارات محیی، شهرری.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:59  توسط اکتای  | 

چرا دختران و پسران با یکدیگر دوست می‌شوند؟ آیا از کمبود محبت است یا دلیل دیگری دارد؟

بسیاری از دوستی‌های دختران و پسران در جامعه ما، دارای کارکرد روانی اجتماعی است، یعنی دختران و پسران به دنبال یافتن یک پایگاه روانی و اجتماعی مطمئن هستند. دختران و پسران که به نوعی از وضع روانی و اجتماعی خویش ناراضی‌اند و خود را سرگردان و آشفته می‌یابند، از طریق برقراری روابط با جنس مخالف، در صدد کسب رضایت و کفایت اجتماعی‌اند. پسران، داشتن دوست دختر را یک قدرت فردی و اجتماعی و دختران، داشتن دوست پسر را یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود تلقی می‌کنند.(1) از این رو می‌توان گفت در افرادی که درون خانواده از نظر عاطفی و احساسی ارضا نمی‌شوند و کمبود محبت دارند، انگیزه برای برقراری چنین ارتباط‌هایی بیش‌تر است. در عین حال که ایمان و اعتقاد به خداوند و نیروی درونی یعنی حیا مانع ارتباط ناسالم است، پس کسانی که فاقد این نیروی درونی‌اند، برای برقراری ارتباط مانعی نمی‌بینند.
در عین حال، این مسئله تا اندازه‌ای با غریزه طبیعی انسان نیز ارتباط دارد. به طور طبیعی کشش و جاذبه بین جنس زن و مرد وجود دارد،‌که یکی از حکمت‌های الهی است که بنیان ازدواج و کانون خانواده نیز بر اساس آن شکل می‌گیرد و تداوم می‌یابد، اما آنچه که این غریزه طبیعی را از مسیر صحیح منحرف می‌کند، دوستی‌های خیابانی و دل سپردن به کسانی است که شناخت و آگاهی درستی از آنها در دست نیست و در بسیاری از اوقات نیز به ارتباط غلط و حتى نامشروع منجر شده، یا حتى اگر به ازدواج ختم شود، ازدواج‌های چندان موفقی نخواهد بود.
پی‌نوشت‌ها:
1ـ دکتر احمدی، روابط دختر و پسر در ایران، ص 114.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:59  توسط اکتای  | 

چرا دخترها با پسرها دوست می‌شوند؟ آیا در آن دنیا عذاب سختی خواهند دید؟

میل و کشش زن و مرد به یکدیگر، در وجود انسان به صورت طبیعی است، حتى خداوند این مسئله را از آیات و نشانه‌های خود دانسته است. چون احکام دین اسلام بر اساس نیازهای فطری انسان‌ها بیان شده، پاسخ متناسب با هر نیازی را نیز در نظر گرفته است. پاسخ به میل و کشش دو جنس مرد و زن را خداوند به صورت ازدواج قرار داده است، تا دو زوج کنار هم و با محبت و دوستی به آرامش و خوشبختی نائل شوند.
اما در مورد دوستی‌های دختران و پسران باید گفت این نوع دوستی‌ها، بروز و ظهور و میل طبیعی در وجود انسان، اما به صورت انحراف شده است، یعنی خداوند راه ظهور میل طبیعی را به صورت درست قرار داده، اما متأسفانه انسان‌ها به جهت کشش شدید غریزه جنسی و وسوسه‌های نفس و شیطان، آن را از مسیر خود منحرف کرده و به صورت دوستی‌های خیابانی و حتى رابطه جنسی با نامحرمان در می‌آورند!
بهتر است در چنین مواردی دختران جوان که زمینه ازدواج برای آنها فراهم شده، در صورت داشتن خواستگار مناسب ازدواج نمایند تا هم به نیاز عاطفی و غریزی خود پاسخ دهند، هم سلامت روحی، اخلاقی، روانی و اجتماعی را به دست آورند، تا به ناچار به سمت دوستی‌های خیابانی کشانده نشوند که ضرر و زیان آن، علاوه بر جنبه عذاب اُخروی، دامنگیر آنها در دنیا شده، نتایج روحی، روانی و اجتماعی نامطلوبی برای آنها باقی می‌گذارد.
اما در مورد عذاب‌های اخروی لازم است که توجه نماییم آنچه خداوند برای ما در دنیا مقرر نموده، چیزی برای سعادت و خوشبختی ما نیست؛ زیرا خداوند نه نیازمند است و نه بخیل. پس اگر خداوند می‌فرماید که نگاه خود را از نامحرمان بردارید و دامن‌های خود را پاک نگه دارید،‌ به خاطر سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی ما است.
دوستی‌های خیابانی اگرچه در ابتدا ساده و کوچک به نظر می‌رسد، اما مطمئناً در همین حد باقی نمی‌ماند و روح و ذهن را به خود مشغول نموده، گام به گام انسان را از خداوند و احکام الهی دور می‌کند، بنابر این نتایج آن سنگین است و عذاب‌های دردناکی در پی دارد.
این که اندازه گناهان این نوع دوستی‌ها و عذاب آن چقدر است، نمی‌توانیم قضاوت داشته باشیم؛ زیرا می‌توانند در افراد متفاوت باشد؛ نیز تأثیری که بر روان بر جای می‌گذارد، یا تأثیری که در اعمال نیک و بد دارد، مختلف است.
در روایتی آمده است که «اگر گناهی کوچک باشد، به کوچک بودن آن نگاه نکنید، بلکه نظر کنید چه کسی را نافرمانی می‌کنید». به بزرگی و عظمت آن کس که نافرمانی‌اش می‌کنید، نظر کنید.
در هر حال اگر چه احساس و غرایز نفسانی، انسان را به چنان دوستی‌هایی می‌کشاند، اما عقل و خرد انسان با ارزیابی زیان‌های دنیوی و اخروی آن، از آن پرهیز خواهد نمود، در عین حال که راه مشروع و صحیح برای ارضای عاطفه و غریزه نیز وجود دارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:58  توسط اکتای  | 

چرا دخترها با پسرها نمی‌توانند حتی با اصول شرعی و قانونی، آزادانه رفتار کنند؟

اگر تمام اصول شرعی و قانونی رعایت شود منعی از ارتباط دختران و پسران نخواهد بود وآن چه ممنوع است ارتباط دختر وپسر در خارج از محدوده شرع و قانون است ، مانند دوستی های خیابانی و ...
البته می پذیریم که در محیط های کوچک به دلیل اینکه هم دیگر را می شناسند محدودیت های زیادتری وجود دارد. وبعضی از پدر و مادر ها سخت گیری بیش تری می کنند. طبعا سخت گیری بیش از حد خانواده چندان مطلوب نیست و از نظرمدیران اجتماع نیز این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد.
سوالی که اینجا پیش می آید آن است که اگر واقعا سخت گیری در جامعه ما ، از طرف خانواده یا نیروهای انتظامی و غیره زیاد است ، پس گسترش فساد و بی بند و باری در جامعه برای چیست؟
ما افرادی را می شناسیم ، یا نامه هایی که به دست ما رسیده و دختران گفتند : کاشکی مراقبت بیشتر از خود داشتم ، یا کاشکی خانواده بیشتر به من توجه می کرد و امروز به این مشکلات ( فریب خوردن) دچار نمی شدم.
با توجه به شرایط خاص دوران نوجوانی و جوانى، و خطرات جدی تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است دختران و پسران روابط خود را از نظر کمی و کیفى تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند. بنابراین:
اولاً، اگر ضرورتى ایجاب نمى‏کند حتّى الامکان چنین روابطى با نامحرم برقرار نشود و دختران در مقابل افراد نا محرم، رفتارى متکبّرانه و با وقار داشته باشند نه رفتارى صمیمانه. این که در احکام شرعى مى‏فرمایند در غیر ضرورت مکروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصاً مرد و زن جوان، به این دلیل است که چه بسا همین هم صحبت شدن ها، غرایز جنسى افراد را تحریک کند و یک اُلفت و محبّت شهوانى بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فساد شود.
در هر حال انسان باید دقیقاً درون خود را بکاود و باطنش را عمیقاً مطالعه کند که مثلاً صحبت کردن با افراد نامحرم (یک پسر) چه ضرورتى براى او دارد و هدفش چیست؟
مطمئنا انسان اگر صادقانه با خود بیندیشد ، بهترین قضاوت را در مورد خود خواهد داشت.
ثانیاً: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حریم احکام دین منجر نشود، اشکالى ندارد. بنابراین، گفتگو و نگاه‏هاى متعارف بدون قصد لذّت و شهوت ، اشکالى ندارد. امّا با این حال، حتّى الامکان لازم است در برخورد و گفتگو، هنجارهاى شرعى زیر رعایت شود:
1- از گفتگوهاى تحریک کننده پرهیز شود.
2- از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.
3- حجاب شرعى رعایت شود.
4- قصد تلذّذ و ریبه در کار نباشد.
5- دو نفر نامحرم در محیط بسته، تنها نمانند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:57  توسط اکتای  | 

چرا دخترها به اندازه پسرها در جامعه امنیت و آرامش ندارند؟

وجود پسران مزاحم در جامعه (که اسباب مزاحمت برای دختران فراهم می‌کنند) و آسیب‌پذیری دختران باعث شده اینان در جامعه احساس امنیت کم‌تری داشته باشند.
البته وظیفه حکومت اسلامی فراهم کردن امنیت برای تمامی افراد جامعه، به ویژه دختران است. این امر تا حد زیادی تحقق پیدا کرده، با برنامه‌های نیروی انتظامی و تقویت پرسنل زحمتکش، در آینده شاهد فراگیر شدن امنیت خواهیم بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:56  توسط اکتای  | 

چرا دخترها این قدر به پسرها علاقه دارند؟

از دوره نوجوانی (که بلوغ جنسی رخ می‌دهد) میل جنسی و علاقه به جنس مخالف برای دختران و پسران،‌ امری طبیعی است در این جهت دختران و پسران فرقی ندارند، اما به جهت وجود عواطف و احساسات بیشتر در دختران، این تمایل شاید در آنها بیشتر باشد، به خصوص اگر درون خانواده از نظر عاطفی و احساسی ارضا نشوند و کمتر به آنها توجه صورت گیرد. در عین حال ایمان و اعتقاد به خداوند و نیروی درونی یعنی حیا مانع ارتباط ناسالم می‌شود. کسانی که فاقد این نیروی درونی‌اند، برای برقراری ارتباط مانعی نمی‌بینند و در این جهت فرقی بین دختر و پسر نیست.
دخترانی که از سوی والدین و مربیان، در زمینه مسایل جنسی درست تربیت نشده باشند، برای ارضای نیاز جنسی خود به راه‌هایی کشیده می‌شوند که موجب تباهی و فساد خود و جامعه می‌شوند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:55  توسط اکتای  | 

بر اساس انديشه‌هاي امام (ره) براي ما معيار محبوبيت در دنيا، ملت‌هاي جهانند، نه دولت‌هايشان و سرانجام دولت‌ها هم نفعشان را در اين خواهند ديد كه با ملت‌ها هم‌سو شوند. اين حرف‌ها تبليغاتي است و اين روزها مردم كمتر اين حرف‌ها را باور مي‌كنند.

در كشور صداهايي به گوش مي‌رسد و البته تازگي هم ندارد كه مي‌گويند فلسطين و افغانستان به ما چه مربوط، قيمت گوجه فرنگي را تثبيت كنيد؛ در حالي كه مطابق انديشه‌ي امام (ره)، هر چند مسئولان كشور موظف به تلاش حداكثري براي آسايش مردم هستند، اما قرار داشتن مردم در رفاه حداكثري هدف اصلي و نهايي انقلاب ما نيست، بلكه گسترش نفوذ اسلام در جهان است و اگر مسئولان كشور تمام توجهشان را به مسائل داخلي معطوف كنند و از مسائل خارجي باز بمانند، خيانت آشكاري را مرتكب شده‌اند.

برخي اين كار را تلاش ما براي تشكيل امپراطوري ايران مي‌دانند، اين حرف‌ها زمان امام (ره) هم مطرح شد و امام مي‌فرمودند ما از اين حرف‌ها ابايي نداريم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:50  توسط اکتای  |