تبليغاتX
چه کسی بهتر از خدا؟
دوستان عزیز بقیه عکسها رو میتونید در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:59  توسط اکتای  | 
 سلام خدمت دوستان عزیز

چند تا نکته هستش که باید خدمتتون عرض کنم :

۱. سوالات خودتون رو در لینک نظرات بزارین.

۲. به قسمت موضوعات مطالب نیز مراجعه کنید.

۳. در صورت لینک کردن این وبلاگ خبر دهید تا وبلاگ شما نیز لینک شود.

۴. حتما نظرات و انتقادات خود را در رابطه با مسائل مطرح شده بیان فرمایید.

با تشکر : اکتای

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:46  توسط اکتای  | 

چرا باید پسر به خواستگاری دختر برود؟

در مورد نحوه‌ خواستگارى و رفتن پسر یا دختر،‌ اسلام هیچ گونه دستور خاصى ندارد و مانند بسیارى از امور دیگر به خود مردم واگذار شده است. استاد مطهرى می‌گوید: «این که از قدیم الایام مردان به عنوان خواستگارى نزد زنان مى رفته اند و از آن‌ها تقاضای همسرى مى کرده اند، از بزرگ ترین عوامل حفظ حیثیت و احترام زن بوده است. طبیعت مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبیعت زن را گُل، و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. این یکى از تدابیر حکیمانه و شاهکارهاى خلقت است که در غریزة مرد نیاز و طلب و در غریزة زن ناز و جلوه قرار داده است. خلاف حیثیت و احترام زن است که به دنبال مرد بدود. براى مرد قابل تحمّل است که از زنى خواستگارى کند و جواب رد بشنود و آن گاه از زن دیگرى خواستگارى کند و جواب رد بشنود تا بالاخره زنى رضایت خود را به همسرى با او اعلام کند اما براى زن که می‌خواهد محبوب و معشوق و مورد توجه و علاقه باشد و از قلب مرد سر در آورد تا بر سراسر وجود او حکومت کند، قابل تحمل و موافق غریزه نیست که مردى را به همسرى خود دعوت کند و احیاناً جواب رد بشنود و سراغ مرد دیگری رود».(1)
خواستگاری همیشه از ناحیة‌ جنس مذکر انجام می‌شود. این قاعده حتى در مورد حیوانات نیز جاری است. یعنى در خواست از جنس مخالف غالباً از ناحیة مذکر آغاز می‌شود.
دین مقدس اسلام نیز که آیین فطرت است، بر این رویه فطرى و طبیعى صحه نهاده و بر این مبنا و اساس است که در قرآن و سنّت در امر ازدواج، مردان مخاطب واقع گشته اند و مستقیماً به آنان دستور ازدواج و همسر گزینى داده شده و فرموده است:‌ «فانکحوا ما طاب لکم من النّساء؛ بازنان طیب و پاکیزه ازدواج کنید».(2)
این آیه به معناى نهى از خواستگارى زن از مرد نیست، از این رو در صدر اسلام تقاضاى زن از مرد نیز اتفاق افتاده است. امام باقر(ع) نقل می‌کند: زنى نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: مرا به عقد کسى در آور. حضرت رو به حضار نمود و فرمود: کسى حاضر است با این زن ازدواج کند؟ مردى از میان جمع برخاست و عرض کرد: من حاضرم، حضرت فرمود: چه دارى که به او بدهی؟ گفت: چیزى ندارم. پیامبر(ص) فرمود: نمى شود. زن خواستة خود را تکرار کرد. دیگر بار حضرت فرمایش خویش را تکرار نمود، باز همان مرد برخاست. سرانجام پیامبر به آن مرد فرمود: از قرآن چیزى مى دانی؟ گفت: بلی. فرمود: زن را به عقد ازدواج تو در آوردم، در عوض قرآنى که به او آموزش مى دهی،‌ مهریة او خواهد بود.(3) از این جریان بر مى آید که خواستگاری زن از مرد از نظر اسلام ممنوع و مذموم نیست ، ولى حرکت بر خلاف عرف اجتماعی و سیرة مسلمانان و قواعد مورد قبول جامعه و مقتضاى فطرت و طبیعت است.
پی‌نوشت‌ها:
1-استاد مطهری نظام حقوق زن در اسلام ص15
2-نساء آیه 3
3-وسائل الشیعه ج14 ص195

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:44  توسط اکتای  | 

چرا با روابط جنسی فرزند ایجاد می‌شود؟

این مسئله یک روند طبیعی است، اگر چه ارتباط جنسی برای تولید فرزند و ادامه داشتن نسل، اختصاص به انسان ندارد و د رمورد حیوانات نیز چنین است. در هر حال با رسیدن انسان‌ها به سن بلوغ، آمادگی جسمی و فیزیولوژی در آنها برای بچه‌دار شدن فراهم می‌شود و در همین زمان، کشش و جاذبه جنسی در آنها ایجاد می‌شود و چنانچه رابطه جنسی با شرایط خاص صورت گیرد، احتمال به وجود آمدن فرزند، بسیار قوی و بلکه حتمی است.
اما این که چه کنش و واکنش‌هایی در بدن زن صورت می‌گیرد تا نطفه منعقد شود، مسئله‌ای است که در کتاب‌های زیست‌شناسی به تفصیل بیان شده و نیاز به تشریح آن در این نامه نیست.
چنانچه در مرحله ازدواج قرار داشته باشید،‌ دانستن این امور می‌تواند برایتان مفید باشد. به همین منظور کلاس‌هایی در مراکز بهداشت هر شهرستان برای آشنایی زوج‌ها قبل ازدواج تشکیل شده که زوجین می‌توانند در آنها شرکت کنند، اما اگر اکنون در شرایط ازدواج نیستید، دانستن آنها و دغدغه خاطر در مورد آنها، برایتان ضرورتی ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:44  توسط اکتای  | 

چرا بین دختر و پسر تمایز وجود دارد؟

اگر منظور از تمایز، تفاوت دختر و پسر از نظر جسمی و روحی است، باید بگوییم تفاوت‌‌ها از عجیب‌ترین شاهکارهای آفرینش است. استاد مطهری می‌گوید:
«همین تفاوت ‌ها است که آن‌ها را بیش‌تر به یکدیگر جذب می‌کند، عاشق و خواهان یکدیگر قرار می‌دهد، اگر زن دارای جسم و جان و خلق و خوی مردانه بود، محال بود که بتواند مرد را به خدمت خود وا دارد و مرد را شیفته وصال خود نماید و اگر مرد همان صفات جسمی و روانی زن را می‌داشت، ممکن نبود زن او را قهرمان زندگی خود حساب کند وعالی‌ترین هنر خود را صید و شکار و تسخیر قلب او به حساب آورد. مرد جهانگیر و زن مردگیر آفریده شده است».(1)
اگر مراد شما تبعیض‌هایی است که بعضی از خانواده‌‌ها نسبت به پسر و دختر روا می‌دارند، باید بگوییم: از نظر اسلام این رفتار‌ها محکوم است و بین آن‌ها باید عدالت را رعایت کرد.
پی‌نوشت‌ها:
1ـ استاد مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 179.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:43  توسط اکتای  | 

چرا به عنوان یک دختر نباید در جامعه آزادی داشته باشم؟

منظورتان از این که به عنوان دختر خانم ، چرا نباید آزادی داشته باشم روشن نیست. زیرا آزادی اقسام و صورت های مختلف دارد، مانند آزادی تحصیل علم، آزادی در عقیده، آزادی بیان واندیشه، آزادی پوشش،آزادی انتخاب دوست وشغل وهمسر و غیره که به نظر می رسد در این امور مشکلی نباشد.
از پرسش های شما استفاده می کنیم که منظور از آزادی ارتباط دختران با پسران است که چرا این آزادی به شما داده نشده است؟
در پاسخ می گوییم:
اولا این مسئله اختصاص به دختران ندارد . پسران نیز باید در روابط خود با دختر نامحرم مراقب باشد ، بلکه حتی مراقبت او در نگاهها باید بیشتر باشد.
ثانیا بایدها و نبایدها را ارزشها و ضدارزشها مشخص می‌کنند. و ارزش و ضد ارزش در فرهنگ های مختلف یکی نیستند. یک فرد مسلمان یعنی کسی که فرهنگ اسلام را پذیرفته است‌، لازم است بایدها و نبایدهای زندگی‌اش را در فرهنگ اسلام جستجو کند. مکتب اسلام‌، مکتبی قانونمند و حسابگر است و برای هر رفتاری معیاری مشخص کرده است‌. مکتب اسلام مکتب فساد و فحشا نیست‌ و راز این که چرا نباید دوست پسر داشته باشد در همین است‌. خارج شدن از چهارچوب قانون دین در خصوص روابط دختر و پسر یعنی گرفتار فساد و بی‌بندوباری بی‌حد و حصر شدن‌. قانون دین منطبق با فطرت انسان است و فطرت‌، پاسخگوی روابط قانونی و شرعی بین دو جنس مخالف است‌ و بیش از این دیگر ندای فطرت نیست‌، هوس است و هوس رانی در مکتب اسلام مذموم است‌. یک عمل شیطانی است و نتیجه عمل شیطانی خواست خالق انسان نیست‌. پس دوستی با پسر و یا حتی دختر در خارج از قوانین شرعی و قانونی‌، دور شدن از هدف خالق است و این خطر بزرگی است که انسان از اصل خویش دور شود. این تجربه را مجامع غرب کرده‌اند و فعلاً تاوان این تجربه تلخ را می‌پردازند. اسلام امنیت خانواده‌ها را در ارتباط صحیح و مشروع این دو جنس مخالف می‌داند.
البته نباید انکار کرد که محدودیت دختران هم از جهت نوع پوشش ولباس و هم از جهت ارتباط از نظر اجتماعی بیشتر است.
یکی از دلایل این است که دختران به خصوص در سنین زیر 20 سالگی در معرض خطر بیشتری هستند . هم قدرت دفاعی کمتر دارند و هم آسیب پذیری آنها بیشتر است. به جهت حس عاطفی رقیق و پاک شان زود اعتماد می کنند و فریفته می شوند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:42  توسط اکتای  | 

چرا ازدواج، سنت پیامبر دانسته شده و باید ازدواج کرد؟ چرا برای بچه‌دار شدن باید روابط جنسی داشت؟ چرا تمام دردهای زایمان و ...

پرسش:
چرا ازدواج، سنت پیامبر دانسته شده و باید ازدواج کرد؟ چرا برای بچه‌دار شدن باید روابط جنسی داشت؟ چرا تمام دردهای زایمان و مانند آن برای زنان است و مردان در فکر هوس خود هستند؟ به خاطر این چیزهای نفرت‌آور نمی‌خواهم ازدواج کنم. آیا با توجه به سخن پیامبر در مورد ازدواج، برایم مشکلی ایجاد می‌شود؟
پاسخ:
از این که ما را امین خود دانسته و پرسش‌هایی دغدغه‌دار که برایتان ایجاد کرده، با ما در میان نهادید، سپاسگزاریم. امیدواریم بتوانیم در حل مسایلی که در نامه مطرح نمودید، به شما کمک نماییم.
قبل از پاسخ به پرسش‌ها توجه شما را به دو نکته جلب می‌کنیم:
1ـ خداوند در سوره روم (30) آیه 21 رابطه بین زن و مرد و عشق و دوستی بین آنها و آرامش یافتن آنها کنار هم را یکی از نشانه‌های خود دانسته است. بنابر این اگر چه در ازدواج زنان و مردان، نیازهای جنسی مطرح است، اما نیازهای عاطفی و احساس آرامش در کنار هم را نباید از نظر دور داشت. علاقه و ارتباط میان زن و مرد تنها یک نیاز جنسی نیست.
2ـ در یکی از آیات خداوند می‌فرماید که انسان را در سختی آفریدیم. بر اساس این آیه شریفه، زندگی انسان‌ها در دنیا با سختی‌ها و مشکلات همراه خواهد بود. در مورد فلسفه وجود سختی‌ها و نقش آنها در تکامل انسان‌ها و معنا یافتن لذت‌ها در کنار سختی‌ها و حتى درون آنها، سخن بسیار است. اما نکته مهم آن است که به دنبال آسایش و راحتی مطلق بودن در دنیا و زندگی مادی (که عالم تضاد و تغییر و دگرگونی است) سعی بیهوده است. بنابر این سختی و مشکل تنها برای زنان و آن هم در دوران نه ماهگی یا درد زایمان نیست، بلکه حتى زنانی که ازدواج نکنند، یا مادر نشوند، یا مردانی که بار مشکلات و سختی‌های مجرد زیستن را به دوش می‌کشند با سختی‌ها و مشکلات خود روبرو هستند.
در عین حال که دوران سختی‌ها هم کامیابی‌ها و لذت‌ها نهفته است، مانند مادری که نُه ماه فرزند را درون شکم دارد، که چه بسا برخی از نیازهای عاطفی و تنهایی خود را با همان فرزند پر می‌کند و یا لذت مادر شدن که پس از زایمان برای زن حاصل می‌شود.
به همین جهت زنانی هستند که پس از ازدواج به جهت این که دارای فرزند نمی‌شوند، در غم و اندوه به سر می‌برند و از نظر عاطفی احساس کمبود و خلأ دارند.‌ اینان چقدر تلاش می‌کنند؛ خرج می‌نمایند تا صاحب فرزند شوند.
بنابر این نباید تنها توجه خود را به یک طرف داشته باشیم و صرفاً نگاه منفی و یک جانبه به واقعیت‌هایی که در زندگی با آنها روبرو هستیم، داشته باشیم.
با توجه به نکاتی که بیان شد، در پاسخ به سؤالات‌تان می‌گوییم:
اوّلاً: ازدواج یک نیاز برای زن و مرد است که علاوه بر جنبه نیاز جنسی، نیازهای روحی، عاطفی و حتى معنوی انسان‌ها را برآورده می‌سازد.
ثانیاً: این مسئله در اسلام به صورت واجب نیست که گفتید باید اجرا شود. ازدواج در اسلام یک سنّت پسندیده و ارزشمند است. تنها در صورتی واجب است که شخص بدون همسر به گناه می‌افتد. پس اگر کسی بتواند خود را از گناهان حفظ نماید، واجب نیست، اما ترک آن امر پسندیده‌ای نیست؛ زیرا چنین کسی نیازهای جنسی و عاطفی خود را سرکوب می‌نماید. اسلام چون بر اساس فطرت و نیازهای انسان شکل گرفته، تجرّد را پسندیده نمی‌داند.
ثالثاٌ: کسی می تواند ازدواج کند، اما صاحب فرزند نشود. البته این مسئله باید با توافق همسر باشد، اما این که برای بچه‌دار شدن باید رابطه جنسی باشد، نظام و قانون طبیعت است که نه تنها در انسان‌ها، بلکه در مورد حیوانات نیز این قانون جریان دارد اما این که حتماً در شب اوّل ازدواج باید باشد، چنین چیزی در دین اسلام نیامده است و ضرورتی ندارد.
چه بسا زن در شب اوّل ازدواج در ایام عادت باشد که از نظر اسلام مقاربت در ایام عادت حرام بوده و کفاره دارد.
اما این که در برخی فرهنگ‌ها یا مناطق عادت شده که شب زفاف شب اوّل ازدواج باشد، مسئله‌ای جداگانه است. چه بسا برخی از آداب و رسوم در شب اوّل اجرا می‌شود که از نظر اسلام پسندیده نیست و مورد تأیید عقل هم نمی‌باشد. بنابر این این قضایا را باید از اصل ازدواج و نظر اسلام در مورد آن جدا کرد.
حال با توجه به توضیحاتی که ارائه شد، نیازی نیست که بگوییم شما چه کنید یا نکنید و آیا مشکلی خواهید داشت یا نه. در هر حال هر انسانی به خود و نیازهای درونی خود آگاه‌تر است. اگر در پی زندگی بدون سختی و مشقت در دنیا باشیم، به قول خواجه حافظ شیراز: خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی.
در عین حال چیزهایی لذت بخش در زندگی و خوشبختی در دنیا، در سایه تلاش‌ها و تحمل سختی‌ها به دست می‌آید. چه بسا می‌توان گفت که هر چه سختی بیشتر باشد، کامیابی و موفقیت پس از سختی‌ها نیز لذت ‌بخش‌تر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:42  توسط اکتای  | 

چرا از نظر بعضی پدر و مادرها، عشق عیب است؟ مگر عشق نعمت الهی نیست و با ازدواج دین کامل نمی‌شود؟

عشق جاذبه و کشش قلبی انسان به سوی کمال و جمال است. زیبایی یکی از کمالات است و زیبایی مطلق خدا است، پس در واقع عشق، کشش قلب انسان به سوی خدا است عشق، انسان را از خودخواهی نجات داده و او را متوجه بیرون از وجود خود می‌کند. اگر عشق انسان به دیگری، خالی از هوای و هوس باشد نشانه‌ای از عشق به کمال مطلق است، ولی بین عشق و هوای نفس شهوت‌گرایی فرق است ما خیلی از جوانان این دو را با یکدیگر اشتباه می‌کنند.
عشق، عامل تکامل بخش انسان و از جمله صفات والای آدمی است. اما هوای نفس عامل تباهی و سقوط انسان به شمار می‌رود.
هدف هوای نفس ارضای شهوت است، ولی هدف عشق ماندگاری و حضور معشوق است. عاشق می‌خواهد همه چیز حتى خود را فدا کند. اگر فردی نشانه‌ای از عشق را در دل خویش نسبت به فردی دیگر دارد، می‌باید در درجه نخست به معشوق خود بیندیشد، نه به خویشتن اگر برای ارضای تمایل خود،‌ معشوق را به شیوه‌های مختلف قربانی کند و دست به عملی می‌زند که آبروی وی را خدشه‌دار سازد،‌ مطمئن باشد که عشق نیست، بلکه کشش از نوع حیوانی است. چنین عشق‌هایی غالباً با ارضای غریزه جنسی، سرد و خاموش می‌گردد. این نوع عشق،‌عشق به صورت و ظاهر است، نه سیرت و باطن. شاید به همین خاطر مولانا گفته است:
عشق‌هایی کز پی‌رنگی شوَد عشق نَبْوَد، عاقبت ننگی بود
بنابر این عشق حقیقی، موجب رشد و عفت است اما هوای نفس موجب گناه و بی‌عفتی است. عاشق می‌خواهد پاک زندگی کند و به پاکی‌ها برسد.
پدر و مادرها با هوی و هوس وشهوت‌رانی و کشش‌های نفسانی مخالفند، نه عشق واقعی.
ازدواج: عشق کامل کننده ازدواج است، نه عامل آن. برای تشکیل خانواده می‌باید همخوانی بین دو انسان برای برآوردن تمامی نیازها در حد بالایی باشد. ازدواجی که بدون توجه به نیازهای گوناگون انسان، صورت می‌پذیرد و تنها بخواهد غریزه جنسی را تأمین نماید، زود به شکست خواهد انجامید.(1) اما اگر تمام جوانب مورد لحاظ قرار گیرد، دوستی و عشق نعمت بزرگ الهی است.
خداوند در قرآن فرموده است: «یکی از نشانه‌های او، آن است که از جنس خودتان، زوج‌هایی آفرید، تا در کنار او آرامش یابید و بین‌تان دوستی (عشق) و رحمت قرار داد».(2)
پی‌نوشت‌ها:
1ـ جوان و تشکیل خانواده، ص 38 ـ 32.
2ـ روم (30) آیه 21.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:41  توسط اکتای  | 

چرا این قدر جامعه نسبت به دوستی پسرها و دخترها حساس است؟

چنین دوستی‌هایی با آسیب‌ها و خطرات و ناهنجاری‌های مختلف رو به رو است و آینده چنین دوستی‌هایی قابل پیش بینی نیست. غالباً با ادامه یافتن این نوع دوستی‌ها، مشکلات بسیاری به خصوص برای دختران فراهم می‌آورد.
واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای انسانی را شکل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان ،از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند ، بنابراین با حساسیت ویژه ، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان ، قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگه دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده است . از جمله آن احکام ، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است .اینها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسى براى هدایت انسان ها فرستاده شده است که خالق فطرت وغریزه با تمامى استعدادهاى بهینه و ذخیره شده در انسان است . بنابراین هر عاملى که موجب تحریک انگیزه هاى شهوانى در جامعه گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى ، صدمه وارد کند، موردتأیید اسلام نیست . اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .
به جهت همان میل شدید جنسی گاهی اوقات بی آنکه دختر و پسر(به خصوص دختران ) بخواهند ، در شرایطی قرار می گیرند که حتی ارادة خود را از دست می دهند و دیگر نمی توانند از ارتباط جنسی خود داری کنند و ناخود آگاه و بی آنکه که بخواهند ،کم کم در آن شرایط بدون بازگشت قرار می گیرند و زمانی متوجه می شوند که کار از کار گذشته است ، یعنی با فراهم شدن شرایط دیگر، ارادة جلوگیری بسیار سخت و دشوار است . به خصوص آنکه پسران فریب کار و متاسفانه حرفه ای درفریب دختران جوان در این موارد ، شیاد و تردست هستند ، پس چرا نباید این جریان را از سرچشمه بست ؟ به همین خاطر در اسلام حتی خلوت کردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مکانی که رفت و آمد نباشد ، حرام و گناه است . در آخر این که مگر غیر از این است که تمام روابط جنسی بین دختران و پسران از همین ارتباط های به ظاهر ساده و دوستانه آغاز شده است ؟ و متأسفانه به همین ارتباط جنسی ختم نشده ، بلکه عاملی برای پدید آمدن بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و روانی نیز می شود. بهترین شاهد بر ادعای فوق مراجعه به واقعیات موجود در اجتماع است، شما در باره طلاق‌ها ، فسادهای جنسی، اعتیاد و افسردگی‌ها مقداری تحقیق کنید ، ببینید نقطه شروع این نابسامانی‌ها از کجا بوده ؟ بسیاری از آنها با یک نگاه ساده یا یک ارتباط کلامی کوچک با نامحرم شروع شده و به تدریج به ایجاد محبت و عشق و مشغول شدن فکر انجامیده و در انتها به قرار و مدار و . . .
اما مسئله این است که چون جوانان و نوجوانان مخصوصا دختران جوان، هنوز به سنی نرسیده‌اند که عاقبت برخی از کارها برایشان تجربه شده باشد، فقط همان ابتدای کار را که شیرین است می‌بینند و خدای ناکرده به دوستی با پسران نامحرم تن می‌دهند و به این ترتیب وارد دامی می‌شوند که خلاصی از آن بسیار دشوار است . چرا که اولین مشکل آنها، مشغولیت فکرشان است و عقب افتادن تدریجی از درس . مشکل بعدی خانواده (اگر دارای خانواده مذهبی باشند)،‌ مشکل بعدی ازدواج است . آنها اگر بخواهند با همان پسری که از طریق کوچه و خیابان با او آشنا شده‌اند ازدواج کنند هیچ ضمانتی وجود ندارد که آن پسر چند دوست دختر دیگر در آستین نداشته باشد و سر بزنگاه از این دختر جدا و به آنها نپیوندد و به این ترتیب دختران زیادی را دچار داغ فراق و افسردگی و نابسامانی خانوادگی نکند ، حتی در دانشگاه‌ها یا محیط‌های کاری نیز ارتباط نامناسب با نامحرم، غالبا باعث گرفتاری است ، زیرا چه بسا باعث ایجاد عشق‌هایی در دل دختران و پسران جوان می‌گردد که به دلائل گوناگون، هرگز به "وصل" منجر نخواهد شد و داغ آن برای همیشه به دل طرفین خواهد ماند و فکرشان را آزرده خواهد ساخت .
مسائل فوق هیچکدام قصه نیست ، بلکه واقعیت‌هایی است که به وفور در جامعه جاری است و ما تنها با گوشه هایی از آنها آشنا می شویم . بسیاری از گرفتاران این مسائل به دلیل حیا و شرم، مشکلات خود را برای دیگران بازگو نمی‌کنند . اگر این کار را می‌کردند درس عبرت خوبی برای دیگران مخصوصا جوانان و نوجوانان می‌شد .
نکته مهم این است که وقتی این مشکلات ریشه‌یابی می‌شوند ، غالب آنها از همان نگاه‌های کوچک و سخن‌های کوتاه و عشوه‌هایی آغاز می‌شوند که به نظر پرسش‌گر دل پاک ما، نبایست روی آنها حساسیت نشان داد،‌ اما چه می‌توان کرد که همین موارد کوچک اگر مورد بی توجهی واقع شوند و ادامه یابند سر از مشکلاتی بسیاری در می‌آورند .
بنابراین احکام دین مقدس اسلام، بر اساس مصلحت زندگی انسان‌هاست و خداوند که بهتر از هر کس ساختمان فطری انسان را می‌شناسد، از روی محبت و به خاطر خود ما این احکام را وضع نموده و گرنه او نه بخیل است و نه نیازمند به این احکام .
ما نیز در نگاه خود به زندگی بایستی عاقبت کارها را بنگریم و از زندگی دیگران عبرت بگیریم و به این نکته برسیم که ؛ چه بسا لذت‌های کوتاه که رنج‌های طولانی به ارمغان می‌آورد .
حال به گوشه ای از پیامدهای مسئله روابط آزاد در کشور های غربی بپردازیم . آنجا که فکر می کنیم ، این مشکلات برای آنها حل شده یا حساسیت نسبت به این موضوع ندارند . اگر چه در آنجا این مشکلات به جهت روابط آزاد بیش از حد ، بسیار است ، اما متأسفانه جامعه ما نیزکم و بیش با بسیاری از این مشکلات روبرو است.
نظریات روانکاوى از جمله نظریة "هورنای" بر این حقیقت تأکید می کند: "در اجتماعاتى که روابط جنسى آزاد است، بسیارى از احتیاجات روانی،‌ شکل تمایلات جنسى پیدا مى کند و به صورت عطش جنسى در مى آید".
نشریه آمریکایى "ایدرز دایجست" دربارة روابط پیش از ازدواج دختران و پسران مى نویسد: "هرساله 350 هزار دختر نوجوان امریکایى در سنین 15 تا 19 سال ـ دورة دبیرستان ـ به سبب ارتباط هاى نامشروع، آبستن شده و فرزندان غیر قانونى خود را به دنیا می آورند.... این دختران با رؤیاهایى چون ازدواج با دوستان پسرشان، اتمام تحصیلات، شروع یک زندگى ایده آل و دست یابى به یک شغل مناسب،‌ به این ارتباط غیر قانونى روی مى آورند. اما بسیار زود پرده هاى سراب گونة این اوهام به کنار رفته و واقعیت زندگى روى خود را نشان مى دهد و متأسفانه، این بیدارى درست در زمانى به دست مى آید که این دختران نوجوان دیگر شانسى براى برخوردارى از یک زندگى سالم و ایده آل ندارند".
این روزنامه در ادامه علت بروز این نابهنجاری‌هاى جنسى را روابط آزاد دختر و پسر در مدارس دانسته، طى گفتگویى با تعدادى از این دختران، به نقل از یکى از آنان می‌نویسد:
"ای کاش زمان به عقب بر مى گشت! اى کاش به عنوان عضوى از خانواده در میان والدینم جای داشتم. اى کاش هنگامى که زمینه هاى ایجاد یک ارتباط نامشروع برایم فراهم شده بود، کمى هم به زندگى آینده ام مى اندیشیدم و این گونه به پایان خط نمى رسیدم".
در ذیل به برخى از آن آثار که در نتیجة روابط آزاد دختر و پسر در جوامع غربى پیدا شده اشاره مى کنیم:
1ـ افزایش روابط جنسى نامشروع: تحقیق نشان مى دهد که آمار روابط نامشروع جنسى که ناشی از روابط آزاد دختر و پسر است،‌ در امریکا و در تمامى جامعة اروپا رو به افزایش است، به گونه اى که در سال 1993 در امریکا 50% روابط دختر و پسر به روابط جنسی تبدیل شده است.
2ـ آبستنى هاى ناخواسته: آمیزش جنسى نامشروع و افزایش آبستنى هاى غیر رسمى و زود هنگام یکى دیگر از آثار شوم روابط آزاد دختر و پسر است. آندره میشل در این باره می نویسد: "بیش از چهل درصد زنان امریکایى که پیش از بیست سالگى ازدواج مى کنند. به علت روابط آزاد پسر و دختر،‌ قبل از ازدواج حامله هستند. در نروژ 90% دخترانى که در سن کمتر از هیجده سال ازدواج مى کنند، آبستن هستند و در سوئد و آلمان نیز همین مطلب صادق است".
3ـ ازدیاد غیر قابل کنترل آمار سقط جنین: متناسب با افزایش نرخ آبستنى هاى ناخواسته، آمار سقط جنین در کشور هاى غربى که دختر و پسر پیش از ازدواج روابط آزاد دارند رو به تزاید است. از یک میلیون زن و دختر نوجوانی که هر ساله در امریکا به طور ناخواسته باردار مى شوند، 53% فرزندان خود را سقط می کنند. این درحالى است که به علت برخى محدودیت ها که بعضى ایالات در مورد سقط جنین وضع کرده اند،‌ اکثر سقط هاى جنین گزارش نمى شود.
به ادعاى یک پزشک امریکایى که در یکى از زایشگاه هاى این کشور مشغول بوده و در مورد مشکلات محل کار خود مقاله اى نوشته است،‌ در حدود 47% از زایمان هاى تحت نظر وى مربوط به موالید نامشروع بوده است. به ادعاى وى اکثر موالید،‌ مربوط به زنان پایین تر از بیست سال مربوط به روابط آزاد دختر و پسر بوده است.
4ـ افزایش خانواده هاى تک والدینی: افزایش شمار وصلت هاى غیر رسمی،‌ باعث کاهش در میزان ازدواج را ترسیم مى کند که یکى از پیامد هاى آن افزایش تعداد خانواده هاى تک والدینى است؛ یعنى خانواده هایى که فرزندان در آن ها محکومند تنها با یکى از والدین خود زندگى کنند. آندره میشل مى گوید: "زندگى فرزندان نامشروع در بیش از 90% موارد با مادران است. این گونه مادران که تقریباً از سوى جامعه به ویژه والدین و آشنایان خود طرد مى شوند،‌ براى گذراندن زندگى با مشکلات شدید اقتصادى و فقر و فلاکت مواجهند.
روزنامة "ایدرزدایجست" ضمن ارائة گزارشى از وضع فلاکت بار معیشتى این گونه خانواده ها، گزارش زیر را نوشته است:
"مادر این بچه - که مادام بهانة پدر مى کند - براى تأمین نیازهاى مادى خود و فرزندانش ناچار است که در دو شیفت کامل کار کند که در نتیجه، فرزند وى در مقایسه با مادران دیگر،‌ زمان کمترى را با او سپرى مى کند. این فرزند غیرقانونى در حقیقت هم از نعمت پدر و هم از نعمت مادر محروم است.
این مادر نوجوان با تأسف و تأثر مى گوید: من با این حاملگى نامشروع براى تمام عمر دخترم را از نعمت پدر محروم کردم و باید تسلى بخش اندوه فراوان این طفل باشم.
5ـ روسپیگری: پدیدة شوم روسپى گرى به ویژه در بین دختران جوانى که به طور ناخواسته صاحب فرزند نامشروع شده اند، در جوامع غربى شایع است، زیرا فرزندان ناخواسته، فرصت هاى اشتغال و تحصیل را از مادران گرفته، آنان ناچارند براى تأمین هزینه هاى زندگی و رهایى از فقر، به هر کارى رو آورند.
6ـ گسترش بیمارى هاى مقاربتی: روابط آزاد دختر و پسر، در نتیجه روابط آزاد جنسی، سکوی پرش روسپى گرى و افزایش بیمارى هاى عفونى و مقاربتى است. در این باره کافى است بدانید که: در هر 13 ثانیه یک نفر در آمریکا به ویروس مهلک بیمارى ایدز مبتلا می شود. قربانیان این ویروس که عمدتاً از طریق بى بندو بارى جنسى مبتلا مى شوند، از این بیمارى عفونى هلاک مى گردند.
آنچه ذکر شد، اشاره به برخى پیامدهاى روابط آزاد دختر و پسر پیش از ازدواج است. عوارض دیگرى چون جنون،‌ عقده هاى روانی، تزاید جنایت و آدم کشى از دیگر نتایج آن روابط است.
به این ترتیب روشن شد که چرا اسلام روابط آزاد دختر و پسر و نگاه و صحبت هاى التذاذی آنان را که منشأ برای روابط بعدی می شود ، حرام و ممنوع ساخته است.
آمار و نقل قول ها عمدتاً از کتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، ‌تدوین دفتر مطالعات و تحقیقات زنان از صفحة 60 تا 72 برداشت شده است. در این موضوع مى توانید کتاب هاى زیر را مطالعه کنید:
1ـ جامعه شناسى خانواده،‌ از دکتر شهلا اعزازی.
2ـ سیماى زن در جهان ـ امریکا، از مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری.
3ـ درّ و صدف، از محمد شجاعی، انتشارات محیی، شهرری.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:40  توسط اکتای  | 

چرا پسرها این قدر باید آزاد باشند؟

اولاً: درصد آسیب پذیرى دختران بیش‏تر از پسران است و آثار نامطلوب ولنگارى در دختران بیش از پسران است و مفاسد اجتماعى که مترتب بر این دو مى‏شود، متفاوت است. آسیب پذیری دختران واحساسی بودن آنها و وجود پسران فاسد و هوس باز و فریب کار در جامعه باعث شده است ، خانواده ها برای دختران محدویت بیشتری قایل شوند.
ثانیاً: پدران و مادران متدین و مذهبى نه تنها براى دختران خود، بلکه براى پسران نیز محدودیت هایى ایجاد مى‏کنند. آنان را از شرکت در هر جا و مکانى برحذر مى‏دارند و به پوشیدن هرگونه لباسى رضایت نمى‏دهند و به آنان اجازه نمى‏دهند با دختران رابطه داشته باشند.
بنابراین پدران و مادرانى که متدین هستند، هم براى دختران و هم براى پسرانشان محدودیت و به تعبیر صحیح‏تر مصونیت ایجاد مى‏کنند. البته درصد محدودیت براى دختران به جهت آسیب پذیری آن ها، بیش‏تر است.
البته این واقعیت را نباید کتمان کرد که بعضی از خانواده ها به دلیل تعصب و یا آداب و رسوم خاص برای دختران محدودیت هایی قایل شده اند که باید نگرش آن ها اصلاح شود.ََ

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:39  توسط اکتای  | 

چرا این قدر برادرها با خواهر کوچک خود بدرفتاری می‌کنند؟

قدرت طلبی و برتری جویی یکی از صفات آدمی است و این حالت در مردان قوی‌تر و بیشتر است.
معمولاً روحیه برتری طلبی در پسرها باعث می‌شود که به افراد زیر دست خود زور بگویند و تسلط خود را به رخ آنها بکشانند و پیرو خود سازند. در این میان والدین در کنترل اوضاع و آرام کردن کانون خانواده نقش مهمی دارند. آنها باید با رعایت برابری بین دختر و پسر و ادب آموزی، روابط را سالم نمایند. در مواردی پسرها احساس حقارت می‌کنند، به دلیل آن که توجه بیش‌تر به دختر شده و یا محبت کافی به پسر نشده است. احساس حقارت آنها را به بدرفتاری وادار می‌کند. از این رو بها دادن به پسرها و بزرگداشت شخصیت او می‌تواند تنش را کاهش دهد.
در مواردی نیز برادری از خواهرش انتظاراتی دارد که برآورده نمی‌شود و به قصد انتقام‌جویی بدرفتاری می‌کند. در این جهت لازم است خواهر خود را از صحنه کشمکش و درگیری دور سازد و اگر خواسته برادرش منطقی نیست، مستقیماً به پاسخ‌گویی نپردازد تا به درگیری بینجامد. در موارد اندکی نیز بزرگترهای خانواده و به خصوص مادر را در جریان رفتارهای برادر بزرگ‌تر قرار دهند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:38  توسط اکتای  |