تبليغاتX
چه کسی بهتر از خدا؟
با سلام خدمت دوستان عزیز

چند تا نکته هستش که باید خدمتتون عرض کنم :

۱. سوالات خودتون رو در لینک نظرات بزارین.

۲. به قسمت موضوعات مطالب نیز مراجعه کنید.

۳. در صورت لینک کردن این وبلاگ خبر دهید تا وبلاگ شما نیز لینک شود.

۴. حتما نظرات و انتقادات خود را در رابطه با مسائل مطرح شده بیان فرمایید.

با تشکر : اکتای

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 14:16  توسط اکتای  | 

چرا پسرها پس از آن که با دوست دخترشان ازدواج می‌کنند بد دل می‌شوند؟

این موضوع در مورد همه پسرها عمومیت ندارد، بلکه از یک سو به روحیات و فرهنگ و میزان آگاهی دینی و شخصیت اجتماعی پسرها بستگی دارد، از سویی دیگر به شیوه دوست‌یابی و نحوه انتخاب همسر ارتباط پیدا می‌کند.
ازدواج‌هایی که از راه تحقیق و گزینش صحیح صورت می‌گیرد و همچنین دخترانی که با عفت و پاکدامنی دوران مجردی را پشت سر می‌گذارند، تا آن که پسرانی مثل خودشان به خواستگاری آنان بروند، پس از ازدواج‌شان بد دلی و سوء ظن بین‌شان به وجود نمی‌آید اما پسرانی که در کوچه و خیابان با دختری دوست می‌شود و سپس با وی ازدواج و از کانال رسمی مانند خانواده تحقیق و بررسی لازم صورت نمی‌گیرد، طبیعی است که پس از ازدواج و خاموش شدن آتش شهوت، به این فکر، می‌افتد که همسر من به این راحتی با من دوست شد و ارتباط پیدا کرد، از کجا که پیش‌تر با دیگران چنین ارتباطی نداشته باشد؟
این مسئله یکی از علت‌های سوء ظن و بدگمانی است. در سؤال به نکته مهمی اشاره کردید که می‌تواند پاسخ برخی از سؤالات‌تان را بدهد، از جمله این که چرا نسبت به دوستی‌های خیابانی و عشق‌های دختر و پسر حساسیت وجود دارد؟ در واقع موضوع ختم شدن دوستی‌ها به ازدواج، بهترین فرض و سرانجام این نوع دوستی‌ها است که تازه آن هم پس از ازدواج با مشکل روبرو است و مشکل بد دلی تنها یکی از آنها است. فرض‌های دیگری نیز در این دوستی‌ها و عشق‌های دختر و پسر وجود دارد که در سؤالات‌تان به آنها اشاره نشده و متأسفانه دختران از آنها آگاهی ندارند، یا نسبت به آنها بی توجه هستند و خود را به خواسته‌های دل می‌سپارند! حتى بهترین فرض این دوستی‌ها مشکل دارد، تا چه رسد به فرض‌های دیگری که باید سراغ آنها را از آمار و ارقام‌ها یا دخترانی گرفت که به سرخوردگی، ناراحتی روحی و روانی، خیانت‌هایی که دیدند و... دچار شده‌اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 14:13  توسط اکتای  | 

چرا پسرها نسبت به دخترها ابراز علاقه نمی‌کنند؟

نوع برخورد پسران با دختران و به عکس یه «میزان معرفت و آگاهی، ایمان و تقوا، و شخصیت اجتماعی» آنان بستگی دارد؛ به علاوه سنین مختلف، نیازها و پیامدهای متفاوتی دارد. کسانی که معرفت دینی و ایمان و تقوای درونی قابل اعتمادی دارند، تا زمانی که موقع ازدواج‌شان نرسیده، طبیعی است نه به دختران توجه و نگاه می‌کنند و نه ابراز علاقه می‌نمایند، چون:
اوّلاً: بر اساس اعتقادات دینی،‌ این کار جایز نمی‌دانند.
ثانیاً: شخصیت انسانی و اجتماعی خود را بالاتر از آن می‌دانند که خود را به کارهایی آلوده کنند که موجب رضایت شیطان و خشم پروردگار است.
این گروه‌ هنگامی که قصد ازدواج دارند، از راه‌های صحیح به کمک خانواده و اقوام و آشنایان امین تحقیق می‌کنند و با دختر گفتگو می‌نمایند و پس از ازدواج بیشتر از دیگران ابراز علاقه و مودت می‌کنند.
برخی پسرها به دلیل دور بودن از معرفت دینی و تربیت صحیح، و نداشتن خانواده یا دوستان سالم، جهت ارضای غرایز جنسی و هواهای نفسانی خویش نسبت به دختران ابراز علاقه می‌کنند، بعضی از اینها ممکن است واقعاً قصد ازدواج داشته باشند اما ازدواجی که معلوم نیست تا چند سال دوام و ماندگی دارد، ولی برخی ابراز علاقه‌هایشان فریبی بیش نیست. آنها قصد ازدواج ندارند، بلکه قصد لذت‌جویی و هوسرانی دارند. در واقع مشکل اساسی گروه دوم، آن نیست که چرا ابراز علاقه نمی‌کنند، بلکه مشکل آن است که چرا در ابراز علاقه خود صداقت ندارند؟ چرا هدف‌شان در ابراز علاقه‌ها، فریب دختران و برقراری ارتباط نامشروع با آنها است؟ دختران پاک و با شخصیت نباید خود را اسیر و ذلیل نگاه پسران آلوده چشم نمایند. عفت و پاکدامنی وقار و متانت در دختران، گوهر گرانبهایی است که هر کس خریدار آن است. پس نباید خود را دلخوش به ابراز علاقه‌هایی کنند که واقعیت ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 14:13  توسط اکتای  | 

چرا وقتی دختر و پسر با هم دوست هستند با هم ازدواج می‌کنند، در زندگی‌شان دچار مشکل می‌شوند؟

دلهره و ترس شما از پیامد این گونه دوستی‌ها و ازدواج‌ها، نگرانی به جا، واقعی بلکه ستودنی است. تنها شما نیستید که این پرسش را مطرح می‌کنید، بلکه تحقیقات کارشناسان مسایل اجتماعی نشان می‌دهد که بسیاری از ازدواج‌هایی که سرآغازش دوستی‌های خیابانی و انگیزه‌های غریزی و جنسی یا عاطفی محض بوده، به مشکل‌های اجتماعی تبدیل شده و به طلاق منجر شده است. در این گونه دوستی‌ها و ازدواج‌ها غالباً گزینش بر مبنای معیارهای صحیح دینی و اخلاقی و ملاک‌های پسندیده نیست، بلکه کشش‌های غریزی و خواسته‌های دل، محرک اصلی است. دو طرف تنها به خواهش و کشش دل توجه دارند، اما اندیشه و خرد را دخالت نداده، یا کمتر توجه دارند؛ از این رو این گونه دوستی‌ها و معاشرت‌ها نمی‌تواند شخص را برای شناخت روحی و فکری شخص مقابل و ارزیابی صحیح از نقاط ضعفش یاری نماید، بلکه پایداری دوستی آن چنانی (که عمرش کوتاه است) باعث می‌شود که شخص نتواند ضعف‌های اخلاقی، فکری، اجتماعی، ذوقی و هنری دوستش را تشخیص دهد، زیرا علاقه و دوست داشتن چیزی،‌ انسان را کور و کر می‌کند و موجب می‌شود نقاط ضعف را نبیند و واقعیت‌ها را آن گونه که هست، درک نکند. در ضمن چون به هم علاقه دارند، سعی می‌کنند عیب‌ها آشکار نشود، تا موجب جدایی نشود، به همین خاطر رفتارها ظاهری می‌شود و هر شخص سعی می‌کند رفتارهایی را از خود بروز دهد که طرف مقابل بپسندد، اما وقتی ازدواج صورت گرفت واقعیت‌ها خود را نمایان می‌سازد. وقتی بیشتر در کنار هم بودند با سختی‌ها و مشکلات زندگی و خواسته‌های متفاوت روبرو شدند (صفات و ویژگی‌هایی که ازهم مخفی می‌کردند) خود را نمایان می‌سازد. در این زمان احساس می‌کنند همدیگر را فریب داد‌ه‌اند، چون واقعیات را به هم نگفتند و خود را چنان که بودند، نشان ندادند و در درون دوستی سعی می‌کردند خود را مطلوب طرف مقابل نشان داده یا جا بزنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 14:12  توسط اکتای  | 

چرا نمی‌توانم شخصی را که دوست دارم، فراموش کنم، حتى فکر می‌کنم که در هر جا مرا می‌بیند؟

یکی از آثار عشق و علاقه زیاد، همین مسئله است که در سؤال به آن اشاره کردید. عشق شدید، موجب می‌شود که انسان احساس کند معشوق همیشه کنار او است و وی می‌بیند اما در حقیقت چنین نیست و خیال و توهم است، اما توهم و پندار ریشه در یک حقیقت بسیار عالی و ارزشمند دارد، و آن اینکه یکی وجود دارد که همیشه ما را می‌بیند و در هر حال مراقب ما است و هیچ لحظه‌ای از او غایب نیستیم، خواه به فکر او باشیم یا نباشیم و او کسی جز خداوند بزرگ نیست.
احساس‌تان اگر چه یک احساس کاذب است و به نوعی از اصل خود منحرف شده،‌ اما نشان از یک حقیقت بسیار عالی و ارزشمند دارد.
آیا به خداوندی که هر لحظه کنار تو است و تو را می‌بیند و هیچ کاستی و کمبودی ندارد و همه زیبایی‌ها از او است و خود زیبای مطلق است،‌ چنین عاشق و شیفته شده‌ای؟!
واقعاً چه ارزشمند و عالی است، کسی خدا را این گونه ببیند و احساس کند که هر لحظه و هر آن او را می‌بیند و حضور خداوند را لمس کند.
به نظر می‌رسد خودتان نیز متوجه این مسئله شده‌اید که احساس‌تان به جهت علاقه شدید به فرد مورد نظر است. عشق و علاقه شدید، حکم عقل را کم‌فروغ و بی‌اثر نموده، به گونه‌ای که تصور می‌کنید همه جا شما را می‌بیند و حضورش را در همه جا احساس می‌کنید. به همین خاطر برای فراموش کردن او با ما مشاوره کرده‌اید. ما نیز ابتدا از شما می‌خواهیم که تأمل کنید چرا چنین گرفتار عشق شد‌ه‌اید و با خودتان خلوت نمایید و وسوسه‌های شیطانی یا نفس اماره را از خود دور نمایید و به خود بگویید که چگونه چنین اسیر عشق شده‌اید که فکر می‌کنید او همه جا حاضر است؟ او که انسانی است با همه کاستی‌ها و عیب‌ها، اما چگونه نتوانستید این گونه عاشق خدایی شوید که همه جا حضور دارد و همه هستی ما از اوست؟
در ضمن برای بهتر فراموش کردن او، راه‌های عملی لازم است که به آنها توجه کرده و عمل نمایید.
1ـ دراولین فرصت مناسب ازدواج کنید، چون ازدواج به نیازهای عاطفی شما پاسخ مثبت می دهد.
2ـ یک رشته فعالیت های ذوقی، هنری، فکری و عملی در زندگی قرار دهید تا بتواند فکرتان را از او منصرف نماید.
3ـ به فعالیت های ورزشی اهمیّت دهید، چون این نوع فعالیت ها، دریچه ای برای خروج فشارهای ناشی از تراکم انرژی انباشتة شما محسوب می شود.
4ـ اوقات فراغت را با کارهای متنوع پر کنید تا کم تر به او فکر کنید.
با ایجاد اشتغال فکری و ذهنی یا بدنی و فیزیکی از بیکاری اجتناب کنید. با مشغول ساختن خویش به مطالعه کتابهای درسی و غیر درسی، فکری و استدلالی مانند ریاضیات، فلسفه و منطق، یا مطالعه کتابهای ادبی(شعرو داستان) همچنین با حفظ آیات قرآن یا اشعار مفید، ذهن خود را از آن «سوژه» منحرف سازید. پرداختن به کارهای بدنی و فیزیکی به خصوص ورزشهای پرجنب و جوش و دسته جمعی یا شرکت در مجامع عمومی نظیر کلاسهای علمی و آموزشی، دینی و مذهبی، هنری و ادبی، راهکارهای مفیدی هستند برای فراموشی تدریجی آن سوژه.
5ـ طریق مهم فراموشی دوستتان، جایگزین کردن عشق حقیقی (که عشق به خدا است) به جای عشق مجازی می باشد. جز خدا هیچ موجودی قابلیت معشوق بودن را ندارد. معشوق مجازی (غیر خدا) هر کس باشد، خالی از عیب و نقص نیست. پس باید عاشق کسی شد که فنا ناپذیر و ابدی و صاحب همة کمالات است، او پروردگار است.
اگر انسان عشق به خدا داشته باشد، دیگر گمشده ای ندارد و دچار اضطراب و نگرانی نخواهد شد، چون احساس می کند تکیه گاه مطمئنی دارد. رابطة خود را با خدا زیاد کنید و با دعاها و عبادت ها و تلاوت قرآن با خدا ارتباط داشته باشید تا احساس آرامش کنید.
6- از تنهایی پر هیز کنید.
شیطان در تنهایی بسیاری افراد به خصوص جوانان، همدم آنان است و با حضور فعال و وسوسه انگیز خویش در ذهن و خیالشان آنان را اسیر و گرفتار دام خویش می‌سازد، از این رو باید از هر گونه تنهایی، در هنگام خوابیدن، درس خواندن و مطالعه کردن، در جایی ماندن و قدم زدن و به طور کلی هر گونه تنهایی دوری کنید.
8- از حق تعالی و اولیای الهی استمداد بطلبید.
یکی از موثرترین راهها یاری جستن از حق تعالی و درخواست فروتنانه و عاجزانه از او و توسل به اولیای الهی علیه السلام به خصوص توسل و ارتباط قلبی با حضرت بقیه ا...(ارواحنا فداه) است که می توانی این مشکل و هر مشکل دیگری را با آن حل کنی.
اشتغال ذهن به امری واهی و غیر مقدس از وسوسه های شیطان است. برای رفع وسوسه‌های شیطان و دور ساختن او از ذهن و وهم، در روایات منقول از معصومین(علیهم السلام) دستورهایی رسیده است که در زیر به ذکر یک دستور بسنده می کنیم:
مردی نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از وسوسه شیطان شکایت کرد که ذهن او را به امری مشغول می‌سازد. حضرت فرمود: مکرر بگو: « توکلت علی الحی الذی لایموت، والحمدلله الذی لم یتخذ ولداً، ولم یکن له شریک فی الملک، و لم یکن له ولیٌ من الذل و کبره تکبیراً» آن مرد پس از مدتی خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد: به دستور شما عمل کردم، خداوند وسوسه مرا برطرف کرد. (1)
پی نوشت ها:
1. میزان الحکمة ج4 ص3526

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 14:11  توسط اکتای  | 

چرا نمی‌توانم با یک پسر رابطه‌ای سالم و شرعی برقرار کنم؟

باید رابطه شرعی و سالم را تعریف کرد.
رابطه شرعی و سالم دختر با پسر نامحرم یعنی ارتباط کلامی و غیر کلامی در چهارچوب مقررات اسلامی. به عبارت دیگر: حرف زدن، نگاه کردن و غیره بدون قصد لذت صورت گیرد.
اگر این حدود رعایت شود،‌ از نظر اسلام منعی برای ارتباط سخنی نیست، همان گونه که در جامعه این نوع ارتباطات دیده می‌شود، مثل رجوع به پزشک،‌خرید از بازار، حضور در محل کار و محل تحصیل و ارتباط با معلم و استاد و همکار و مدیر اما اگر ارتباط به طور وسیع انجام گیرد و هر دختر و پسری با هم راحت ارتباط برقرار کنند، تضمینی برای رعایت آن اصول نیست.
جاذبه جنسی و طبیعی دختر و پسر به ویژه در سنین جوانی، زمینه انحراف ارتباط‌ها را فراهم می‌سازد و ارتباط‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر این اساس، دین به ما هشدار می‌دهد که هرگاه دو غیر همجنس، در قالب هر ارتباطی در مکانی خلوت و دور از دید دیگران قرار گیرند، شیطان با آنها خواهد بود و روابط صحیح را تهدید می‌کند. تهدید در روابط دختر با دختر یا پسر با پسر کم‌تر است.
نکته دیگر که حساسیت این نوع ارتباط را فزونی می‌بخشد، پیامد منفی شکست یا منحرف شدن روابط انسانی، به سبب جاذبه جنسی است. اگر ارتباط به انحراف گراید، سبب از دست رفتن آبرو و حیثیت اجتماعی و سرمایه زندگی، نیز ارزش و کرامت انسانی دختر و پسر می‌گردد که جبران ناپذیر است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 14:10  توسط اکتای  | 

چرا میان پسر و دختر تبعیض وجود دارد؟

منظورتان ازتبعیض روشن نیست. تبعیض در جامعه یا درون خانواده یا از نظر دین و احکام اسلام است؟
اگر در درون خانواده یا جامعه باشد ، بسیاری از این تبعیض ها به واسطه ضعف فرهنگی و رسم و رسوم جاهلیت است که به خاطر نا آشنا بودن به وظایف والدین نسبت به فرزندان یا نگاه منفی و غلط جامعه نسبت به این دو جنس اعمال می شود ، اما از دیدگاه اسلام تفاوتى بین دختر و پسر وجود ندارد و ارزش انسانی آنها برابر است وهردو می توانند بالاترین مراحل کمال را طی کنند .
قرآن کریم در موارد متعدد تصریح کرده که رسیدن به مقام والاى انسانیت و نیل به مراتب بالاى معنویت و قرب الهى و وصول به "حیات طیبه"، به جنسیت مربوط نیست، بلکه به ایمان و عمل صالح بستگى دارد.
"من عمل صالحاً من ذکر أو انثى و هو مؤمن فلنحیینه حیاةً و لنجزینهم أجرهم بأحسن ما کانوا یعملون؛ هر کس عمل صالح انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که ایمان داشته باشد، ما به او زندگى پاک ارزانى مى‏کنیم و پاداش وى را به بهترین اعمالى که انجام داده، مى‏دهیم".(1)
در آیات و روایات بسیارى این حقیقت مورد تأکید واقع شده است. حتی از نظر اظهار محبت ، در روایات آمده است که این مسئله باید در مورد دختران بیشتر توجه شود ، چون آنها از احساسات و عواطف رقیق تری برخوردارند و نیاز به محبت بیشتر دارند.
با این که اسلام، چنین نگرشى به زن و مرد دارد ، ولى متأسفانه در عمل، بعضى خانواده‏ها در مقام ارزش گذارى، پسران را بر دختران ترجیح مى‏دهند .
دوگانگى عمل و عقاید مسلمانان معلول چند علت مى‏تواند باشد:
1 - بى خبرى و ناآگاهى آنان از معارف و قوانین دین مقدس اسلام .
2 - ممکن است برخوردهاى دوگانه معلول ناآگاهى نباشد. شخص در مقام سخن و استدلال به روشنى و با شفافیت تمام از عدم تفاوت زن و مرد سخن مى‏گوید و چه بسا به آیات و روایات هم استدلال کند، ولى در مقام عمل "آن کار دیگر" مى‏کند. همان گونه که مى‏داند دروغ، غیبت، تهمت، فریب دادن مردم، رشوه، ربا، تجاوز به مال و جان و یا ناموس مردم از گناهان کبیره است، لیکن با تمسک به توجیهات شیطانى این گونه کارها را ممکن است انجام دهد و نام مسلمان هم بر خود نهد. واضح است که این گونه کارها غالبا معلول عدم آگاهى نیست، بلکه به "ضعف ایمان و کم سو بودن چراغ تقوا و دور بودن ازترس و خشیت الهى" برمى‏گردد.
3 - علت سوم حاکمیت آداب و رسوم غلط قومى و قبیله‏اى یا بقاى رسوبات جاهلیت در اندیشه‏ها و عمل بسیارى از افراد است که در مقام عمل تفاوتى بین مردم عامى و بسیارى از درس‏خوانده‏ها و حتى آگاهان به مسایل دینى وجود ندارد.
4 - عدم خودباورى دختران وزنان نیز این ذهنیت را در جامعه ایجاد کرده که مردها قابلیت بیش‏ترى دارند. جامعه بانوان با خود باورى و اعتماد به نفس و حضور در صحنه‏هاى مختلف مى‏توانند توانایى‏هاى خود را نشان دهند.
5 - در جوامع سنتى مثل روستاها و شهرهاى کوچک که حوزه فعالیت پسران گسترده‏تر است و پسران در کنار پدر به شغل کشاورزى، کارگرى، تجارت و غیره اشتغال داشته و به اصطلاح عصاى دست پدر بوده‏اند. این امر باعث شده پدر، پسر را حامى خود بداند و او را بر دختر مقدّم بدارد.
پى‏نوشت‏ها:
1 - نحل (16) آیه 95.

منظورتان ازتبعیض روشن نیست. تبعیض در جامعه یا درون خانواده یا از نظر دین و احکام اسلام است؟
اگر در درون خانواده یا جامعه باشد ، بسیاری از این تبعیض ها به واسطه ضعف فرهنگی و رسم و رسوم جاهلیت است که به خاطر نا آشنا بودن به وظایف والدین نسبت به فرزندان یا نگاه منفی و غلط جامعه نسبت به این دو جنس اعمال می شود ، اما از دیدگاه اسلام تفاوتى بین دختر و پسر وجود ندارد و ارزش انسانی آنها برابر است وهردو می توانند بالاترین مراحل کمال را طی کنند .
قرآن کریم در موارد متعدد تصریح کرده که رسیدن به مقام والاى انسانیت و نیل به مراتب بالاى معنویت و قرب الهى و وصول به "حیات طیبه"، به جنسیت مربوط نیست، بلکه به ایمان و عمل صالح بستگى دارد.
"من عمل صالحاً من ذکر أو انثى و هو مؤمن فلنحیینه حیاةً و لنجزینهم أجرهم بأحسن ما کانوا یعملون؛ هر کس عمل صالح انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که ایمان داشته باشد، ما به او زندگى پاک ارزانى مى‏کنیم و پاداش وى را به بهترین اعمالى که انجام داده، مى‏دهیم".(1)
در آیات و روایات بسیارى این حقیقت مورد تأکید واقع شده است. حتی از نظر اظهار محبت ، در روایات آمده است که این مسئله باید در مورد دختران بیشتر توجه شود ، چون آنها از احساسات و عواطف رقیق تری برخوردارند و نیاز به محبت بیشتر دارند.
با این که اسلام، چنین نگرشى به زن و مرد دارد ، ولى متأسفانه در عمل، بعضى خانواده‏ها در مقام ارزش گذارى، پسران را بر دختران ترجیح مى‏دهند .
دوگانگى عمل و عقاید مسلمانان معلول چند علت مى‏تواند باشد:
1 - بى خبرى و ناآگاهى آنان از معارف و قوانین دین مقدس اسلام .
2 - ممکن است برخوردهاى دوگانه معلول ناآگاهى نباشد. شخص در مقام سخن و استدلال به روشنى و با شفافیت تمام از عدم تفاوت زن و مرد سخن مى‏گوید و چه بسا به آیات و روایات هم استدلال کند، ولى در مقام عمل "آن کار دیگر" مى‏کند. همان گونه که مى‏داند دروغ، غیبت، تهمت، فریب دادن مردم، رشوه، ربا، تجاوز به مال و جان و یا ناموس مردم از گناهان کبیره است، لیکن با تمسک به توجیهات شیطانى این گونه کارها را ممکن است انجام دهد و نام مسلمان هم بر خود نهد. واضح است که این گونه کارها غالبا معلول عدم آگاهى نیست، بلکه به "ضعف ایمان و کم سو بودن چراغ تقوا و دور بودن ازترس و خشیت الهى" برمى‏گردد.
3 - علت سوم حاکمیت آداب و رسوم غلط قومى و قبیله‏اى یا بقاى رسوبات جاهلیت در اندیشه‏ها و عمل بسیارى از افراد است که در مقام عمل تفاوتى بین مردم عامى و بسیارى از درس‏خوانده‏ها و حتى آگاهان به مسایل دینى وجود ندارد.
4 - عدم خودباورى دختران وزنان نیز این ذهنیت را در جامعه ایجاد کرده که مردها قابلیت بیش‏ترى دارند. جامعه بانوان با خود باورى و اعتماد به نفس و حضور در صحنه‏هاى مختلف مى‏توانند توانایى‏هاى خود را نشان دهند.
5 - در جوامع سنتى مثل روستاها و شهرهاى کوچک که حوزه فعالیت پسران گسترده‏تر است و پسران در کنار پدر به شغل کشاورزى، کارگرى، تجارت و غیره اشتغال داشته و به اصطلاح عصاى دست پدر بوده‏اند. این امر باعث شده پدر، پسر را حامى خود بداند و او را بر دختر مقدّم بدارد.
پى‏نوشت‏ها:
1 - نحل (16) آیه 95.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 14:9  توسط اکتای  |