تبليغاتX
چه کسی بهتر از خدا؟

نگاه خود را چگونه کنترل کنیم؟

براى کنترل نگاه از گناه راهکارهایى وجود دارد که مهم‏ترین آن‏ها عبارتند از:
1- خداباورى: اعتقاد به خدا و یقین داشتن به این که انسان در محضر خدا است و خدا ناظر بر تمام احوال و درون آدمى است، به انسان کمک مى‏کند نگاه خود را کنترل نماید. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «فروبستن چشم از گناه میسّر نیست مگر این که انسان عظمت و جلال پروردگار را در قلبش مشاهده کرده باشد».
از امام على(ع) سؤال شد: توانایى بر کنترل چشم چگونه حاصل مى‏شود؟ حضرت فرمود: «این که خود را تحت قلمرو سلطان آگاه از همه مسائل بدانى و تسلیم او باشى».(1)
2- توجه به آثار فروبستن چشم: اگر انسان بداند کنترل نگاه چه آثار و برکاتى دارد، قطعاً بر ادامه آن تشویق خواهد شد. آثار و فوائدى که بر چشم پوشى مترتب است، عبارتند از:
الف) راحتى دل: کسى که چشمش را فرو بندد، دلش را آرام کرده است.
با چشم چرانى انسان احساس آرامش نمى‏کند، زیرا احساسات و غرایز شهوانى تمام ناشدنى و سیرى‏ناپذیر است و نفس اماره انسان را به بدى و زشتى هر چه بیشتر وادار مى‏کند.
امام على(ع) مى‏فرماید: «کسى که چشم فرو بندد، دلش را صفا داده است».(2)
ب) کشف حقایق: رسول اکرم(ص) مى‏فرماید: «چشمتان را فرو بندد تا عجائبى را ببینید».(3)
ج) شیرینى عبادت را حس کردن: پیامبر اسلام(ص) مى‏فرماید: «مسلمانى چشم خود را از زن نامحرم فرو نمى‏بندد مگر آن که خداوند شیرینى عبادتش را در دل او ایجاد مى‏کند».(4)
د) تزویج حور العین: امام صادق(ع) مى‏فرماید: «کسى که نگاهش به زن نامحرمى بیفتد، پس چشمش را به سوى آسمان افکند و یا نگاهش را فرو بندد، خداوند حورالعین را به ازدواج او در مى‏آورد».(5)
3- توجه به عواقب چشم چرانى: کسى که بداند چشم چرانى چه پیامدهاى ناگوارى دارد، قطعاً به ضرر خود اقدام نخواهد کرد و نگاهش را کنتزل خواهد کرد. رسول اکرم(ص) مى‏فرماید: «کسى که چشمش را از حرام پر کند، خداوند روز قیامت چشمش را از آتش پر خواهد کرد، مگر آن که توبه کند و برگردد».(6)
در روایت دیگر مى‏فرماید: «نگاه تیرى از تیرهاى مسموم شیطان است».(7)
حضرت مسیح فرمود: «از نگاه به نامحرم بپرهیزید که بذر شهوت و رشد دهنده فسق است».(8)
4- طرد افکار شیطانى: براى کنترل نگاه، باید اندیشه را از نفوذ افکار شیطانى دور نگه داشت، زیرا گام نخست در انحراف، فکر کردن درباره آن است. امام على(ع) مى‏فرماید: «کسى که در اطراف گناه بسیار بیندیشد، سرانجام به آن گناه کشیده خواهد شد».(9)
5- پرهیز از عوامل تحریک زا: تخیّلات تحریک کننده، رفت و آمد در جاهایى که نامحرم است، گفت و گو با نامحرم، دیدن فیلم‏ها و عکس‏هاى مبتدل، زمینه را براى چشم چرانى فراهم مى‏کند.
6- دقت در دوست یابى: بررسى‏ها نشان مى‏دهد که نوجوانان، اوّلین قدم‏هاى انحراف و تباهى را به کمک دوستان ناباب برداشته، سپس در سراشیبى سقوط قرار گرفته‏اند.(10) آلودگى و انحراف، به سرعت از طریق دوستان نا اهل به افراد پاک و سالم سرایت مى‏کند و چشم چرانى از این قاعده مستثنا نیست.
امام على(ع) مى‏فرماید: «از معاشرت با مردم فاسد بپرهیز که طبیعت تو، ناخودآگاه ناپاکى را از طبع آن‏ها سرقت مى‏کند».(11)
7- ازدواج: یکى از راه‏هاى مؤثر در کنترل نگاه، ارضاى صحیح غریزه جنسى از طریق ازدواج است. رسول خدا(ص) مى‏فرماید: «اى گروه جوانان! هر یک از شما که قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام کند، زیرا این بهترین وسیله است که چشم را از نگاه‏هاى آلوده و عورت را از بى عفّتى محافظت مى‏کند».(12)
8- تقویت اراده: چشم چرانى اگر به صورت عادت در آمده باشد، همچون خصایص طبیعى و ذاتى، دامنه دار و پر نفوذ مى‏گردد و به منزله طبیعت دوم در مى‏آید. در این حال رهایى از این عادت ناپسند، نیاز به تصمیم و عزمى راسخ دارد. آن چه در شروع کار مهمّ است، خواستن و انگیزه داشتن است. براى مبارزه با چشم چرانى باید دو کار انجام گیرد:
الف) به خواسته نفس پاسخ مثبت داده نشود،
ب) عادت پسندیده‏اى جایگزین گردد و خود را به کارهاى پسندیده مانند مطالعه کتاب و ورزش مشغول سازد.
پى نوشت‏ها:
1. بحارالأنوار، ج 101، ص 41.
2. میزان الحکمة، ج 4، ص 3289.
3. بحارالأنوار، ج 101.
4. میزان الحکمة، همان، ص 3292.
5. همان.
6. بحارالأنوار، ج 73، ص 334.
7. همان، ج 101، ص 38.
8. همان، ص 42.
9. غررالحکم، ج 5، ص 321.
10. محمد على سادات، راهنماى پدران و مادران، ج 1، ص 99.
11. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 272.
12. مکارم الاخلاق، ص 10

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:16  توسط اکتای  | 

نگاه اسلام به آشنایی بین دختر و پسر پیش از ازدواج چیست؟

برخی معتقدند باید آشنایی و صمیمیت پیش از ازدواج وجود داشته باشد تا دو فرد یکدیگر را به خوبی بشناسند و پس از آن زندگی مشترک را شروع کنند اما باید بگوییم که عشق واقعی و علاقه مندی حقیقی بین دو جنس ، زمانی ایجاد می شود که دو فرد ارتباط خود با یکدیگر را به سادگی تزلزل پذیر ندانند؛ از سوی دیگر هر یک برای جلب نظر دیگری دست به رفتار نمایشی نزنند. در آشنایی های پیش از ازدواج این مسئله بسیار دیده می شود. امروزه غرب از طریق تجربه کردن این روابط و آشنایی ها ، به نحو چشمگیری نهاد خانواده را متزلزل ساخته است. در غرب ظلم آشکاری به جنس زن می شود، زیرا زنان پیش از این که به سن قانونی و شرعی برای برقراری روابطشان با جنس مخالف برسند، مورد بهره برداری جنسی مرد قرار می گیرند و در بسیاری مواقع پس از آن ، مطرود می شوند. (1) دوستی های قبل از ازدواج که به عشق معروف است، عامل تعیین کنندة ازدواج نیست ، زیرا ازدواج نوعی مشارکت در یک اجتماع کوچک (خانواده) است که در آن دو انسان می باید از جهات گوناگون با یکدیگر تناسب عملی داشته باشند. پس آن چه عامل تعیین کننده است، همتایی و هم کفو بودن زن و مرد است. در صورتی که در انتخاب همسر، همگونی مراعات شود، نیازی به برقراری روابط صمیمانه پیش از ازدواج نخواهد بود، بلکه باید تأکید کنیم که چنین روابطی می تواند بیش از آن که مفید باشد، مضر و تهدید کنندة نهاد خانواده در جامعه به
شمار آید. با نگا هی به آمار می توان دید که آمار طلاق بین کسانی که قبل از ازدواج ارتباط های دوستانه داشته اند بالاتر است. از طرفی آشنایی و ارتباط دختر و پسر در محیط اجتماع ، بیش تر از آن که معرفت ساز باشد، فروزندة هوس ها و معرفت سوز است. عمدتاً دیده می شود فرد آن گونه که هست، خود را نشان نمی دهد یا به سبب محبت و عشقی که ایجاد شده، نمی تواند عیوب طرف مقابل و جوانب مختلف قضیه را بسنجد . بیشتر رفتارها در آشنایی های خیابانی به شکل های تصنعی ابراز می شود.
البته قبول داریم اگر شناخت صحیحی در ازدواج باشد، آمار جدایی کم می شود، ولی چه بسا ازدواج هایی که در اقوام نزدیک انجام می شود و با آن که دو طرف از کودکی همدیگر را می شناختند، ولی بعد از ازدواج فهمیدند به درد هم نمی خورند. این ها همه گواه آن است که ارتباطات قبلی نمی تواند مشکل شناخت را حل کند، بلکه مشکل شناخت، بیش تر به آفات شناخت برمی گردد که در رأس آن ها تعلق قلبی پیدا کردن به طرف مقابل است.(2)
بهترین راه آن است که دو طرف با اطلاع خانواده و با مشورت از آنها، از همدیگر شناخت پیدا کنند. شناخت پیدا کردن لزوماً به این معنا نیست که روابط دوستانة خیابانی برقرار کنند که در بسیاری از مواقع ، هدف اصلی که شناخت باشد، نه تنها تأمین نمی شود، بلکه چه بسا شناخت کاذبی به وجود می آید که آثار آن در آینده وقتی ازدواج صورت گرفت، ظاهر می شود.
در بسیاری از مواقع ، شناخت شخصیت واقعی و رفتارها و ویژگی ها از طرف دوستان، فامیل ها خانواده ، محیط کار و... به دست می آید.
به همین خاطر ازدواج هایی که از این طریق ها صورت گرفته، کمتر به جدایی ختم شده است.
در مورد نظر اسلام باید گفت: با توجه به اهمیت ازدواج و نقش آن در سرنوشت انسان، اسلام زوجین را به بصیرت و شناخت دقیق فرا خوانده است. هرگز اسلام راضی نیست دختر و پسر بی گدار به آب زنند و چشم بسته عمل نمایند. هر عقل سلیمی حکم می کند دو نفری که یک عمر با هم زندگی می کنند، پیش از ازدواج کاملاً یکدیگر را ببینند و با هم صحبت کنند. در روایات معصومین به این مسئله توجه شده است .
شخصی در زمان پیامبر (ص) زنی را خواستگاری کرد اما گویا او را خوب ندیده بود. حضرت فرمود :
« اگر او را دیده بودی، امید سازش و تفاهم بیش تر و زندگی تان با دوام تر بود».(3) حتی در روایتی امام صادق (ع) فرمود: «اگرکسی قصد سوء استفاده نداشته باشد، می تواند به گیسوان و زیبایی های (ظاهری) زن نگاه کند».(4)
براین اساس فقها فرموده اند: هر یک از زوجین می توانند بدن دیگری را با شرایط ذیل به منظور تحقیق ببینند:
1 – نگاه به قصد لذت نباشد؛
2 – ازدواج بستگی به این نگاه باشد؛
3 – مانعی از ازدواج این دو در میان نباشد.(5)
البته بعضی از فقها نگاه را به صورت و دست ها منحصر کرده اند.(6) بنابراین دختر و پسر پیش از ازدواج می توانند به صورت غیر مستقیم از طریق نامه یا واسطه و معرّف و به صورت مستقیم به گفتگو و دیدن ( با نظارت والدین و بزرگ ترها که در جریان امر قرار دارند) همدیگر را بشناسند، به شرط آن که حدود اسلامی رعایت شود.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها :
1 – علی اصغر احمدی، روابط دختر و پسر درایران ، ص 109.
2 – مجموعه مقالات هم اندیشی، ج2، ص 489.
3 – وسائل الشیعه، ج14، ص 61.
4 – همان، ص 60.
5 – سید مسعود معصومی، احکام روابط زن و مرد، ص 187.
6 – همان، ص 188.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:16  توسط اکتای  | 

چگونه مى‏توان ثابت کرد آرامش درونى پیامد ازدواج اسلامى است؟

در سوره روم بیان شده است: از نشانه‏هاى خدا این است که همسرانى از جنس خودتان آفرید تا در کنار آن‏ها آرامش یابید. (1) این سکون و آرامش از چندین منظر قابل بررسى است:
اوّلا آرامش به گونه کلى و مطلق بیان شده است، یعنى این نوع سکون و آرامش براى هر یکى از مردان و زنانى که به ازدواج روى مى‏آورند و با جنس مخالف تشکیل خانواده دهند، وجود دارد، چه ازدواج مسلمان باشد یا غیر مسلمان و بنابر این دلیلى وجود ندارد که آیه را براى مسلمانان یا کسانى که به طریق اسلامى ازدواج کرده‏اند، تخصیص دهیم.
دوم: مسئله سکون و آرامش با آن چه در برخى دیگر از آیات الهى به نام آرامش قلب و اطمینان بیان شده (که با ذکر و یاد خداوند حاصل مى‏شود) متفاوت است.
هر یک از زن و مرد با نقصى و نیازى که به طرف مقابل دارند تنها در صورتى به سکون مى‏رسند که ازدواج محقق شود. در غیر این صورت هیچ گاه نقص و نیاز بر طرف نخواهد شد، نیز فشارى که از ناحیه نیاز جسمی و روحى احساس مى‏کنند، بر طرف نشده و آن‏ها را دچار تشویش و اضطراب مى‏کند، تنها در صورت به هم پیوستن زوجین و بر طرف نمودن نیاز جسمى و روانى همدیگر است که به آرامش دست مى‏یابند، خواه مؤمن باشند یا کافر.
اما از نگاه دیگر تنها با یاد خداوند است که انسان به آرامش برتر و اطمینان قلب دست مى‏یابد. بر این اساس ازدواج بر مبناى دینى و اسلامى معنایى دیگرى مى‏یابد. در این نگاه ازدواج صرفاً ارضاى غریزه جنسى نیست، انسان مى‏تواند در این جا از نیاز خود به جنس مقابل، متوجه نیازمندى خویش شده و از دام خود خواهی و خودپرستى نجات یابد و در قدم بالاتر متوجه موجود بى نیاز مطلق شود، یعنى کسى که انسان را موجود نیازمند قرار داد تا مغرور به خویشتن نشود، انسانى که نیازمند به موجودى مانند خود است و تنها در وصال و رسیدن به او مى‏تواند، به سکون و آرامش دست یابد، چگونه به موجود بى نیاز مطلق که همه چیز از او است، نیازمند نباشد؟! در این منظر که ذکر و یاد خدا را به همراه دارد، به آرامش برترین یعنى اطمینان قلب دست مى‏یابد. سکون و آرامش در ازدواج از نگاهى دیگر نیز قابل بررسى است.
از آن جا که نیاز جنسى یکى از قوى‏ترین نیازهاى انسان است، مى‏توان با ازدواج موفق این غریزه سرکش را مهار و کنترل کرد، اگر انسان ازدواج نکند، دچار تشویش خاطر مى‏شود، در نتیجه تعادل رفتارى خود را از دست خواهد داد، نتیجه عدم تعادل، اضطراب و نبود آرامش است یکى از مهم‏ترین عوامل ناآرامى در جوان، نداشتن همسر است. وجود همسر سازگار مهم‏ترین عامل آرامش بخش است، البته براى کاهش و فرو نشاندن شهوات راه هایى وجود دارد، از جمله روزه گرفتن و پرهیز از غذاهاى مقوى و شهوت انگیز، ولى این راه‏ها موقتى است و انسان را به آرمش کامل نمى‏رسانند هم چنین تنها ارضاى شهوت به انسان آرامش نمى‏بخشد، بلکه همسر نوعى دوست و همدم است، پس آرامش بخشى او چند برابر و دو سویه است. (2)
راز دیگر آرام بخشى ازدواج در این است که موجب تقویت جنبه‏هاى روحى و روانى است، بهبود وضع روحى و روانى به آرامش فرد منجر مى‏شود. آرامش بخشى همسر در روان‏شناسى و تجربه به اثبات رسیده است، ساپنیگتون مى‏گوید: افراد متأهل از لحاظ روانى و جسمانى نسبت به افراد مجرد کارکرد بهترى دارند، احتمالاً به خاطر حمایت دوجانبه‏اى که در ازدواج به چشم مى‏خورد. (3) محیط گرم و روح افزاى خانواده، امنیت خاطر افراد را بیشتر مى‏کند و تکیه گاه مطمئنى براى ایجاد آرامش خواهد بود. نکته دیگر آن است که ازدواج موفق، ایجاد دوستى و رابطه عمیق عاطفى بین زن و شوهر است. هر انسانى در طول زندگى خود به همدم و همراز و محرم اسرار نیازمند است، محرمى که بتواند نزدیک فرد بوده و در طول زندگى همراهى اش کند و هنگام اضطراب و گرفتارى‏ها آرامش بخش او باشد. این مهم فقط از ناحیه همسرى مهربان و دلسوز تامین مى‏شود، اگر چه دوستان نیز مى‏توانند چنین اثرى را داشته باشند، اما همسر فداکار نزدیک‏ترین فرد به انسان است. نمونه چنین ایثارگرى‏ها را فقط میان زن و شوهر مى‏توان دید. همچنین مردان به طور مستقیم در جامعه با ناملایمات کارى و مشاغل سخت روبرو هستند، از این جهت مى‏طلبد هنگام بازگشت به خانه با کانون گرم و عاطفه‏مندى روبرو شوند که بیش از هر چیزى آرامش بخش باشد، نیاز به امنیت خاطر، احتیاج به معاشرت، نیاز به درد دل، به تشویق و تمجید نیز مقبولیت و جلب توجه، نیاز به محبت، اگر به درستى و به موقع ارضا نشوند و از جاده اعتدال خارج گردند، (افراط و تفریط) زیان‏هاى فراوانى را در زندگى فردى و اجتماعى پدید مى‏آورند، محبت کردن و محبت دیدن، تعادل روانى زن و مرد را فراهم مى‏سازد.
نکته آخر: ازدواج منشأ حفظ و نگه دارى شخص از انحرافات و بزهکارى‏هایى است که مى‏تواند در دوران عزبگى به سراغ او آید. زندگى در حال تجرد با خطرات ناخواسته‏اى همراه مى‏شود. کشیده شدن به سمت انحرافات اخلاقى، نتیجه مجرد زیستن است، زیرا مجرد چون آرامش نخواهد داشت هیچ گونه مسئولیتى را نسبت به خود و دیگران احساس نخواهد کرد، همین مسئله موجب مى‏شود فعالیت و انرژى خود را در مسائل انحرافى صرف کند، به همین دلیل است که پیامبر گرامى (ص) فرمود: «عزب‏ها (افراد مجرد) برادران شیاطین هستند». (4)
نقش آرامش بخشى ازدواج که در یک کلمه »لتسکنوا«(سوره روم آیه 21) آورده شده است، در عمل دیده مى‏شود، متأهلان کمتر به ناسازگارى‏هاى اجتماعى و بیمارى‏هاى روانى، از جمله خودکشى و انحرافات جنسى دچارند، در صورتى که بین مجردان فراوان‏تر است. (5) منابع مختلفى در این زمینه وجود دارد که به بعضى از آن اشاره مى‏شود:
1 - ازدواج، دکتر پاک نژاد.
2 - اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، (ج 2)، نوشته دکتر پاک نژاد
3 - بهداشت ازدواج، دکتر صفدر صانعى
4 - همسران برتر، دکتر غلام رضا افروز
5ـ جوان و آرامش روان به کوشش علی نقی فقیهی.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1 - روم (30) آیه 21.
2 - جوان و آرامش روان، به کوشش على نقى فقیهى، ص 135.
3 - همان، ص 136.
4 – بحارالانوار، ج 100، ص 221.
5 - شهید پاک نژاد، اولین دا نشگاه و آخرین پیامبر، ج21، ص 79.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:15  توسط اکتای  | 

چه کنیم وقتی از پسری خوشمان آمد، برای همیشه مال ما باشد و تا آخر عمر با هم باشیم؟

در پاسخ باید به چند نکته توجه داشته باشید:
1 – خودخواهی با عشق سازگار نیست. به عبارت دیگر «من» چنین می‌خواهم با «ما» شدن جور در نمی‌آید، پس باید بدانی که خواسته‌های او چیست و سعی نمایی آنها را برآورده کنی.
2 – باید صداقت خود را در عشق نشان دهد و آن این که از شما بخواهد همیشه با او باشید. بهترین و روشن‌ترین شکل آن، خواستگاری و ازدواج با شما است.
در غیر این صورت ، چیزی در حد هوی و هوس و ارضای غیریزه جنسی خواهد بود.
وعده دادن، و تأخیر کردن و سردرگمی او نمی‌تواند نشانه‌های خوبی از عشق پاک و راستین باشد، پس از طرف شما نیز ارزش مجذوب و شفیته و عاشق شدن ندارد.
3 – باید بتوانید علاوه بر زیبایی ظاهری، کمالات و زیبایی باطنی نیز از خود نشان دهید؛ البته نه این که ساختگی و ظاهرسازی باشد، بلکه واقعاً کمالاتی را که شایسته یک همسر خوب است، باید در خود فراهم آورید؛ زیرا اگر چه شروع یک زندگی و ازدواج با دیدن شکل ظاهر و زیبایی ظاهری آغاز می‌شود، اما ادامه آن مطمئناً براساس کمالات انسانی و اخلاق‌های شایسته و نیک خواهد بود. تنها در این صورت می‌توانید برای همیشه باقی و پایدار بماند.
4 – پاکی و عفت شرط مهمی برای پایداری و حتی برقراری یک زندگی سالم و سعادت‌بخش است. مردان حتی اگر خود عفیف نباشند، زنان عفیف برای همسری می‌پسندند، اگر چه برای برقراری روابط عاشقانه و دوستی خیابانی،‌به دنبال دختران یا زنانی غیر عفیف باشند.
به نظر ما با حفظ حجاب ،‌به دو هدف می‌رسند: هم پاکی و پاکدامنی خود را به همسر آینده نشان می‌دهید و هم دوستی و محبت خدا را برای خود جلب کرده‌اید، چون فرمان او را هم در نظر داشتید. تنها می‌ماند خواستة دل‌تان و علاقه شدید به خودنمایی برای دیگران که در سؤال مطرح نمودید.
با گوهر عشق برتر، عشق به خودنمایی را می‌توانید کم فروغ نمایید و خود را فقط برای همسرتان بنمایانید که در ضمن به خواسته دل‌تان ،‌به شکل هدایت و کنترل شده پاسخ داده‌اید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:14  توسط اکتای  | 

مدتی است به پسر خاله‌ام علاقه‌مند شده‌ام، می‌ترسم دوست داشتن گناه باشد، مرا راهنمایی کنید.

علاقه مند شدن به کسی که نامحرم است تا زمانی که به صورت عمل غیر شرعی در خارج نمایان نشود ، گناه نیست ، اما استمرار داشتن این حالت ممکن است عوارض و پیامدهای روحی، روانی نامطلوب داشته باشد. اگر اظهار علاقه به نامحرم اگر همراه با کار حرامى باشد جائز نیست و حرام است. نگاه به نامحرم ، حرف ها و شوخى هایى که باعث تحریک شهوت مى شود و خلوت کردن با نامحرم نیز از گناهان است . هیچ وقت در جای خلوت با او قرار نگیرید که خلوت کردن با نامحرم در جایی که کسی رفت و آمد ندارد ، گناه است ، اگر چه هیچ سخنی نگویند یا کاری نکنند ، یا حتی بحث علمی داشته باشند.
امام علی(ع) فرمود:‌ "اتّقوا معاصى الله فى الخلوات فإنّ الشاهد هو الحاکم؛(1) از گناه کردن در خلوت بپرهیزید، زیرا آن کس (خدا) که شاهد است ( روز قیامت) حاکم و قاضى خواهد بود".
در سنینی که شما قرار دارید ، این مسئله به صورت طبیعی ، به جهت کشش های عاطفی و غریزی شدید در بسیاری از نوجوانان اتفاق می افتد ، اما پس از گذشت مدتی از آن کاسته می شود . مطمئناً علاقه مندی شدید به یک شخص ، فکر و ذهن انسان را به خود مشغول کرده و ممکن است به صورت های مختلف مانند افت تحصیلی ، پریشانی خیال و فکر و حتی انجام گناه منجر شود . در ضمن فکر و ذهن انسان را از یاد خداوند باز می دارد. در چنین صورتی بهتر است که مسئله علاقه و دوستی تان را هر چه زودتر حل نمایید .
اگرعلاقه واقعاً از روی هوا و هوس نیست و شرایط تان برای ازدواج فراهم باشد و پسر خاله نیز به شما علاقه مند باشد ، تنها برای ازدواج و شرایط آن فکر کنید . چون از پسر خاله تان شناخت دارید ، می دانید که برای ازدواج و زندگی همیشگی در کنار او مناسب است ، یا نه . در ضمن شما نیز می توانید از میزان علاقه او به خود از طریق غیر مستقیم آگاه شوید و چنانچه مایل به ازدواج با شما باشد ، برای خواستگاری و طرح آن در خانواده اقدام خواهد کرد. یا مسئله را با مادرتان در میان گذارید.
اما در صورتی که فرض های بالا وجود نداشت و علاقه تان از روی کشش های غریزی و نفسانی باشد ، مانند بسیاری از نوجوانان هم سن شما که به پسرانی علاقه مند می شوند ، بهتر است که فکر و ذهن را از آن آزاد نماید تا بتوانید خود را سبک و رها سازید و در صورت آمدن خواستگار مناسب ازدواج نمایید که علاوه بربهره مندی از فواید و‌آثار بسیار مثبت ازدواج ، فکرتان را آسوه می کنید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:13  توسط اکتای  | 

لطفا در مورد چگونگی ارتباط بین یک دختر و پسر توضیح دهید.

پاسخ:قبل از اینكه به این سؤال پاسخ بگوئیم و از چگونگی و كم و كیف اعتماد به دیگران سخن بگوئیم ، باید به این مسئله پرداخته شود كه ارتباط با دیگری بخصوص جنس مخالف به چه منظور و هدفی شكل گرفته است؟ و محتوای رابطه چیست ؟
اگر این رابطه یك رابطه ی آموزشی و به منظور تعلیم و تعلم است ، شرائط خاص آموزش را می طلبد و اگر رابطه اقتصادی جهت داد و ستد و خرید و فروش و نظایر آن است خصوصیات خاص دیگری را لازم دارد و همینطور دیگر روابط كه محتوای رابطه امر دیگری است , همان محتوا, تعیین كننده ی ویژگی های لازم جهت ارتباط با طرف مقابل خواهد بود و هر كدام باید در جای خود مورد بحث و بررسی قرار گیرد, اما اگر «خود رابطه» و «ارتباط با دیگری» به عنوان یك هدف مطرح باشد و اینكه در دوران جوانی انسان نیاز دارد با دیگری ارتباط داشته باشد و هم راز و هم سخنی داشته باشد در این صورت ابتدا باید بررسی شود كه آیا اصولا" ارتباط با جنس مخالف عرفا", عقلا" و شرعا" مقبول و مطلوب و صحیح است یا نه ؟ با نگاهی به آموخته های دینی و تجارب افراد با تجربه و حتی با اندكی دقت و تأمل در فطرت سلیم و پاك خود در خواهیم یافت كه اصل ارتباط با جنس مخالف به عنوان یك هدف و داشتن رابطه با وی , مطلوب و معقول و مشروع نیست . قرآن هم زنان را از داشتن رابطه ی پنهانی با مردان نهی كرده است و هم مردان را از داشتن ارتباط با زنان منع نموده است . البته به این معنا نیست كه هر گونه ارتباطی با جنس مخالف ممنوع است بلكه ارتباط با جنس مخالف به منظور «صرف رابطه داشتن» و هم سخن بودن با وی به عنوان یك دوست مورد نهی عقل و شرع و عرف واقع شده است . وقتی امیرالموئمنین(ع) می فرماید: «من به زنان جوان سلام نمی كنم »ایشان از داشتن یك رابطه ی بسیار كوتاه و اندك اكراه دارد، چگونه می توان ما انسان های عادی به خود چنین اجازه ای بدهیم كه از تعمیق ارتباط با جنس مخالف سخن به میان آوریم .
البته گاهی برای اموری همچون ازدواج و مقدمات آن و آشنایی دختر و پسر با یكدیگر قبل از ازدواج لازم است دو جوان در جلساتی به بررسی وضعیت اخلاقی , اجتماعی و خانوادگی همدیگر بپردازند و بهتر بتوانند زندگی مشترك آینده ی خود را پایه ریزی كنند كه در این مورد هم , باید دختر و پسر این ارتباطها و روابط كلامی را تحت اشراف و اطلاع خانواده های خود انجام دهند كه از هر گونه شائبه ای مصون باشند. چه اینكه به تجربه ثابت شده در بسیاری موارد تحت پوشش آشنایی قبل از ازدواج , جوانان در دام های خطرناكی گرفتار شده اند و پاكی و صفای دوران جوانی خود را از دست داده اند و پس از چندی جز افسوس چیزی را به دنبال نداشته است .
با توجه به شرایط خاص دوران جوانی , طولانی بودن دوران تجرد غالب دانشجویان و خطرات جدی تمایلات آشكار و پنهان نفسانی , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمی و كیفی دقیقا" تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند پیدایش علایق و الفت ها - هر چند غیر اختیاری است - ولی مبادی و شیوه های هدایت آن اختیاری است . بنابراین حتی الامكان باید كوشید علایقی كه سرانجام معلوم و مشخصی ندارد, پدید نیاید و اگر پدید آمد, دو راه وجود دارد:
1- یا آنكه در صورت امكان انسان با بررسی ها و مشورت های لازم آن را در جهت صحیح و مشروع مانند ازدواج هدایت كند.
2- در صورت عدم امكان ازدواج حتی الامكان با آن مقابله و مبارزه كند و از چنگال آن بگریزد, زیرا در غیر این صورت ممكن است انسان را گرفتار خطرات و گرفتاری های دنیوی و اخروی سازد.
دختر و پسر در دانشگاه روابطشان باید حساب شده باشد و این برای مصلحت و در حمایت از آنها است . برای اینكه مبادا حوادث شوم و ناگواری برای كسی پدید آید. بنابر این اگر واقعا" در صدد ازدواج با یكدیگر باشند طبق ضوابط و مقرراتی كه دانشگاه تعیین نموده باید عمل كنند در غیر آن صورت همچنان كه بارها و بارها تجربه شده حوادث ناخوشایندی در پی خواهد داشت , به ویژه لطمه بیشتر را دخترها می خورند. وقتی باب صحبت باز شد كم كم روابط بیشتر و بیشتر می شود تا می رسد به آن چیزهائی كه خودشان هم باور نمی كردند.

روزی آگه شوی از حال دلم ای صیاد كه به كنج قفسم نیست بجز مشت پری

در حالی كه اگر از همان اول بر اساس مقررات عقل و شرع گام بر می داشتند و قاطعانه خود را كنترل می كردند, نه با چشم به نگاه نامشروع , و نه با زبان به صحبت و سخنان فریبنده نمی پرداختند, آن سرنوشت را پیدا نمی كردند. به هر حال آنچه از انبیا و امامان و اندیشمندان و افراد مجرب روزگار برای ما در این مورد بیان شد, همه بخاطر مصلحت و سعادت و از روی دلسوزی بوده است . مبادا آنها را دست كم بگیرید. با توجه به شرایط خاص دوران جوانی , طولانی بودن دوران تجرد غالب دانشجویان و خطرات جدی تمایلات آشكار و پنهان غرائز نفسانی , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمی و كیفی تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراین , توصیه اكید ما این است كه : اولا", اگر ضرورتی ایجاب نمی كند حتی الامكان چنین روابطی با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نا محرم , رفتاری متكبرانه داشته باشند نه رفتاری صمیمانه . اینكه در احكام شرعی می فرمایند در غیر ضرورت مثلا" مكروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا" مرد و زن جوان , به این دلیل است كه چه بسا همین هم صحبت شدنها, غرایز جنسی افراد را تحریك كند و یك الفت و محبت شهوانی بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازی برای غوطه ور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان باید دقیقا" درون خود را بكاود و باطنش را عمیقا" مطالعه كند كه مثلا" صحبت كردن با افراد نامحرم چه ضرورتی برای او دارد.
ثانیا": در صورت ناچاری و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حریم احكام الهی منجر نشود, اشكالی ندارد. بنابراین , گفتگو و نگاه های متعارف بدون قصد لذت و ریبه , اشكالی ندارد. اما با این حال , حتی الامكان لازم است در كلاسها به گونه ای باشند كه كمترین اختلاط پدید آید و در برخورد و گفتگو, هنجارهای شرعی زیر رعایت شود: 1- از گفتگوهای تحریك كننده پرهیز شود. 2- از نگاه های آلوده و شهوانی خودداری شود. 3- حجاب شرعی رعایت شود. 4- قصد تلذذ و ریبه در كار نباشد. 5- دو نفر نامحرم در محیط بسته , تنها نمانند.
بنابراین , سعی كنید خود را عادت دهید كه : 1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنید و به هیچ قسمتی از بدن او خیره نشوید و قسمت های باز و پوشیده برایتان كاملا" مساوی فرض شوند, این مسائله را با تكرار و تلقین باید ادامه دهید. 2- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانید و عفت و حیا را فراموش نكنید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:11  توسط اکتای  | 
با سلام

دوست عزیزی با نام مستعار ( خودمم دیگه ) فرموده بودند که چه جوری میتونیم سوالاتمون رو بپرسیم ؟

اگر سوالی داشتید می تونید در قسمت نظرات به صورت خصوصی یا معمولی سوالاتتون رو بپرسید اگر تونستم جواب میدم وگرنه پس از تحقیق و جستجو جوابتون رو میارم .

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:4  توسط اکتای  | 
دوست عزیزی سوالی در مورد حجاب داشته اند که فکر کنم در پست چرا چادر را به دختران تحمیل میکنید جوابشون ذکر شده و میتونن به اونجا مراجعه کنند . ولی برای این که قضیه بهتر حل بشه براتون توضیح مختصری هم میگم .

سوال این است:حجاب اسلامی یا حجاب رژیم اسلامی ؟!
دلم خیلی می گیرد و خونم به جوش می آید وقتی عده ای زنان و مردان دلیل رعایت حجاب را پرهیز از نگاه آلوده ی مردان عنان اختیار از دست داده ذکر می کنند. آخر مگر مردان ایرانی این قدر ضعیف النفس هستند که با وجود همسر، دوست دختر و این همه زنانی که خود راغب هستند باز هم به سوی زنان دیگر کشیده شوند و دختران دیگر را فقط به دلیل نپوشیدن روسری و داشتن آرایش به کار های ناشایست وادارند؟ و آیا زنان ما این قدر کم خرد و بی عرضه اند که به فرض اگر مردی چنین درخواستی نماید مثل فردی مسخ یا هیپنوتیزم شده بپذیرند؟ آیا پیش از جمهوری اسلامی چنین بود؟ در این صورت نباید یک دختر و زن سالم در این مملکت مانده باشد چون همه بی حجاب بودند (به خصوص در شهر های بزرگ) و آیا الآن که حجاب اجباریست چنین نیست؟

..........................................................

این که عده ای از زنان و مدردان دلیل رعایت حجاب رو پرهیز از نگاه آلوده ی مردان می دانند درسته چون همه ما میدونیم که اگر پسری بخواد دختر جوانی رو اذیت کنه اون دختری رو انتخاب میکنه که حجابش درست نباشه و ما این رو هر روزه در خیابانهای شهرهای ایران مشاهده میکنیم .

و این که مردان ایرانی ضعیف النفس هستند یا نه .......... . این هیچ ربطی به این نداره که یک مرد اگر ایرانی باشه بتونه خودشو از نگاه کردن به زنان نگه داره . بلکه یک مرد مسلمان باید ایمان داشته باشه و از مجازات خداوند بترسه و اگر نترسه نشان از اینه که ایمانش ضعیفه بنابراین نتونسته وجود خداوند رو مطمئن بشه چون اگر به وجود خداوند مطمئن شویم فرستادش رو می پذیریم و به گفته فرستادش و خداوند عمل می کنیم که در کامت چرا چادر را به دختران تحمیل میکنند آیاتی در این مورد آمده .

و اگر آرایش در خیابانها انسان را به گمراهی نمیکشاند زنان چرا آرایش میکنند ؟ آن دسته از زنانی که در خیابان آرایش میکنند مگر نمی خواهند زیبا تر از همیشه جلوه داده شوند ؟ مگر غیر از این است که زنان با زیبا شدن بیش از اندازه مورد توجه مردان واقع می شوند ؟ اگر به این موضوع اعتقاد ندارند پس چرا آرایش میکنند خب در خانه خودشون آرایش کنند . برای شوهر خودشون آرایش بکنند .

و درمورد ( آیا زنان ما این قدر کم خرد و بی عرضه اند که به فرض اگر مردی چنین درخواستی نماید مثل فردی مسخ یا هیپنوتیزم شده بپذیرند؟ ) این مسئله باید بگم خورشید هر قدر هم که بزرگ و پر قدرت باشه ولی با یک تیکه ابر کوچیک میشه محوش کرد حتی اگر برای مدت کوتاهی باشه . خود پاریس یک زمانی یک ملت مسلمان داشت ولی حالا چگونه شده که این گونه شده اند ؟ مگر مردان و زنان آنها مسلمان نبوده اند مگر نمی دانستند نگاه کردن به زنان اشتباه است ؟ خب همه از اینجا شروع شد که دشمنان برای غلبه بر این مسلمانان دختران جوان و زیبا را به خیابانها فرستادند و به آنها لباسهایی دادند که توجه مردان را جلب می کرد و آنها را بی غیرت به بار می آورد و این باعث می شد که دیگر برایشان مهم نبود که دخترشان و همسرشان چگونه لباس می پوشند و به آنهایی که حجاب اسلامی را رعایت می کردند می گفتند عقب مانده چون در ۱۳۰۰سال پیش این لباسها پوشیده می شد ولی الآن باید لباسهایی با رنگ های شاداب بپوشیم و فکر کنم نمیشه رنگ چادر را به رنگ صورتی و یا بنفش در اورد بنابراین باید چادر نپوشیم و به همین راحتی چادر در میان مردم از بین میره ./

ولی این رو هم بدانیم که حجاب در فطرت خود انسان وجود دارد و در تمامیه ادیان آسمانی نیز وجود دارد البته شاید در بعضی تحریف شده و کمرنگ تر دیده میشه مانند حجاب در کلیسا و آیین زردشت و ... .

اگر کمی در مورد ادیان مختلف تحقیق کنید خواهید دید که در تمامیه ادیان این حجاب وجود دارد .

اگر غلط املائی در متن وجود داشت منو ببخشید چون خیلی تند تند نوشتم .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 11:56  توسط اکتای  |