تبليغاتX
چه کسی بهتر از خدا؟
 

قسمت در ازدواج چه اندازه صحت دارد؟

 

آنچه بین مردم معروف است، قسمت به معناى عدم تأثیر فرد در سرنوشت خود و تعیین همسر از قبل و سلب اختیار از انسان مى‏باشد . این از نظر اسلام مردود است، چون خداوند به آدمى، اختیار و اراده داده است و در همه امور از جمله ازدواج، حق انتخاب و گزینش محفوظ مى‏باشد. شاهد آن روایات زیادى است که همگان را به دقت در انتخاب همسر فراخوانده و ضوابطى را در این امر منظور داشته‏اند.
امام صادق(ع) مى‏فرماید: «زن همچون گردنبدى است که شخص آن را بر گردن خود آویزان مى‏کند، پس بنگر چه چیزى را بر گردن آویخته‏اى!». (1)
از رسول اکرم(ص) نقل شده: «فردى مناسب براى ازدواج را در نظر بگیرید و انتخاب کنید، زیرا زنانتان فرزندانى شبیه خواهران و برادران خود متولد مى‏کنند».(2) اگر انسان در انتخاب همسر نقشى نداشته باشد، این روایات معنى ندارد.
ازدواج مانند امور دیگر، در قلمرو علم الهى است، یعنى خداوند مى‏داند فلان شخص با چه کسى ازدواج خواهد کرد، ولى علم پرودگار اختیار را از او نمى‏گیرد، زیرا علم الهى به عمل اختیارى انسان تعلق گرفته است.
پى‏نوشت‏ها:
1 - میزان‏الحکمة، ج 2، ص 1182.
2 - همان، ص 1183

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 19:4  توسط اکتای  | 
تمام مسلمانان رخداد عظیم غدیرخم را كه در آخرین سفر رسول الله(ص) به حج اتفاق افتاد اعتقاد دارند و می‏گویند در سال دهم هجری در روز هیجدهم ذی‏حجه در محل غدیرخم در منزلگاهی به نام جحفه - محل انشعاب خطوط كاروان‏ها به مدینه و مصر و شام و مكه - كه حجاج از آن جا از یكدیگر جدا شده هر كدام به شهر و دیار خود باز می‏گشتند، رسول خدا در آن جا به كاروانیان دستور توقف داد و مقرر داشت تا در همان جا فرود آیند. فرمود تا پیش رفتگان را فراخوانده از راه رفته با گردانند و منتظر بمانند تا واپس ماندگان نیز از راه برسند آن گاه فرمان داد تا آن جمعیت بسیار كه بنا به قولی بر یك صد و بیست هزار نفر بالغ می‏شدند متفرق نشوند.

سپس مقرر داشت تا مردم را به ادا نماز جماعت فرا خوانند یاران رسول خدا با انداختن پارچه‏هایی بر سرشاخ و برگ درختان سایبانی برای آن حضرت فراهم كردند تا او را از گزند تابش آفتاب محفوظ دارند. رسول خدا نماز ظهر را با انبوه جمعیت حاجیان در آن گرمای طاقت‏فرسا به جای آورد و سپس برخاست و به سخنرانی پرداخت. در آغاز حمد و ثنای خدا به جای آورد و در پند و نصیحت و ذكر و موعظه نهایت سعی مبذول داشت و سخن بسیار طولانی بفرمود كه در واقع می‏توان گفت طولانی‏ترین سخنرانی پیامبر است.

در آن روز آن حضرت بیش از یك ساعت از فضایل علی(ع) سخن گفت و زمانی نیز دست علی(ع) را گرفت و بلند كرد تا آن جا كه همه مردم سپیدی زیر بغل آن حضرت را دیدند سپس فرمود «من كنت مولاه فهذا علی مولاه»، هر كس كه من مولی و سرپرست او هستم پس این علی هم مولی و سرپرست او است. و بعد از آن در حق حضرت علی(ع) چنین دعا فرمودند: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»، خدیا دوست بدار كسی را كه علی را دوست می‏دارد و دشمن باش با دشمنان علی(ع) و یاری كن كسی را كه یار و یاور حضرت لی است و واگذار - كمك كن - كسی را كه علی(ع) را واگذارد و همه حاضران آمین گفتند.

این خلاصه‏ای از وقوع حادثه تاریخی بسیار عظیم غدیرخم بود كه همه اهل اسلام تحقق و وقوع آن را قبول دارند. و آن را به طریق‏های مختلف روایت كردند.{1}

طبری مورخ مشهور اهل سنت حدیث غدیر را از هفتاد و پنج طریق روایت كرده و برای آن كتابی مستقل به اسم الولایه نوشته است. ابن عقده یكی از علمای معروف اهل سنت حدیث غدیر را از صد و پنج طریق روایت كرده و برای آن كتابی مستقل قرار داده كه آن الموالات نام نهاده است.

اما اهل اسلام در معنای حدیث غدیر «من كنت مولاه فهذا علی مولاه» اختلاف كردند. بعضی از اهل سنت می‏گویند پیامبر اكرم(ص) در روز غدیرخم حضرت علی(ع) را به عنوان دوست خویش معرفی كردند. اگر چنان‏چه بپذیریم حدیث غدیر دلالت بر امامت حضرت علی(ع) می‏كند نمی‏پذیریم كه حدیث غدیر دلالت بر امامت بلافصل حضرت علی می‏كند تا موجب شود خلافت سه خلیفه منتفی شود.{2} به اعتقاد شیعه با توجه به مجموع گفتار رسول خدا(ص) در غدیر، معنای مولا در جمله «من كنت مولاه فهذا علی مولاه» دارنده قدرت ولایت در دین و امور مسلمانان است، نه معانی دیگر - پسر، عمو، دوست، یاری كننده، همسایه و... - /

معنا ندارد كه پیامبر اسلام در آن هوای گرم و سوزان طاقت‏فرسا در میان آن همه مسلمان و در آن هوای گرم و نامناسب حضرت علی(ع) را به عنوان دوست خویش معرفی كرده باشند آن چه كه فهمیده می‏شود این است كه پیامبر در آن هوای نامساعد یك مسأله دینی بسیار با اهمیتی را به مسلمانان معرفی كردند كه آن هم مسأله با اهمیت جانشینی و امامت است چون پیامبر تا آن وقت اصول و فروع دین و احكام آن‏ها را بیان كرده بودند به جز این كه مسأله بسیار مهم جانشینی و امامت بعد از خودشان به نحو مراسم نصب و تبریك برگزار نكرده بودند لذا در روز غدیرخم مراسم نصب و تبریك حضرت علی(ع) بود كه در غدیرخم برگزار شد.{3}

از طرفی دعایی را كه پیامبر اسلام(ص) در غدیرخم در حق حضرت علی(ع) داشتند كه فرمودند: «اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره اخذل من خذله» این دعا مناسب و شایسته شخصیتی است كه زعامت و رهبری ملت اسلام را بر عهده داشته باشد و قرینه است پیامبر اسلام(ص) در آن روز حضرت علی(ع) را به عنوان خلیفه و زعیم مسلمانان تعیین كردند.{4}

آن چه جای تأمل است این كه، پس از رحلت رسول خدا(ص) چون عده‏ای از تصاحب كنندگان حكومت ادعا كردند كه رسول خدا(ص) آن چه درباره علی(ع) فرموده در آستانه وفات نسخ كرد، در واقع یاد كردن از واقعه غدیر كم ارزش شد.

[1].در كتاب‏های اهل سنت نام 146 نفر از صحابیانی كه در غدیر حضور داشته‏اند یاد شده است. در این‏باره ر.ك: الغدیر، ج 1/

[2].دلایل الصدق، ج 2، ص 101/

[3].دلایل الصدق، ج 2، ص 93/

[4].دلایل الصدق، ج 2، ص 95/

پیامبر اسلام(ص) در سال آخر عمرش، با بیش از صد هزار تن، حجّْالوداع را به جای آورد و در برگشت در سرزمین «خم» فرمان توقّف داد. پیش افتاده‏ها توقّف كردند و عقب ماندگان رسیدند و از سنگ و جهاز شترها منبری ساختند و پیامبر(ص) بر روی منبر در برابر جمعیت صد هزار نفری و در گرمای سوزان غدیر، كمربند حضرت علی(ع) را گرفت و فرمود: «من كنت مولاه فعلی - فهذا علی - مولاه اللهم و ال من والاه...»؛ سپس مردم از جمله عمر با حضرت علی(ع) بیعت كردند و صدای «بخ بخ» بلند شد.{1}

از نظر شیعه، این قضیّه مورد تأیید است و حتّی همه مفسّران شیعه معتقدند كه آیه (تبلیغ» (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمك من الناس);{2} ای پیامبر(ص) آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، به مردم ابلاغ كن و اگر نكنی، رسالت خود را به طور كامل انجام نداده‏ای و خداوند تو را از مردم بدخواه حفظ می‏كند.

این آیه، در غدیر خم و درباره نصب حضرت علی(ع) نازل شده است و حدود 360 تن از دانشمندان اهل سنّت نیز این مطلب را پذیرفته‏اند. دراین جا به دیدگاه برخی از مفسّران اهل سنّت اشاره می‏كنیم/

1. واحدی در كتاب اسباب النّزول، صفحه 150 می‏گوید: «یا ایها الرسول...»، روز عید غدیر درباره علی بن ابی‏طالب نازل شده است/

2. سیوطی در كتاب الدر المنثور، جلد 2، صفحه 298 می‏نویسد: «یا ایها الرسول...»، روز عید غدیر درباره علی بن ابی‏طالب نازل شده است/

3. فخر رازی در كتاب تفسیر{3} خود می‏گوید: «مفسّران ده وجه و سبب برای نزول این آیه بیان كرده‏اند»؛ سپس در ادامه می‏گوید: «دهم این كه این آیه در مقام فضیلت علی بن ابی‏طالب نازل شده است و هنگامی كه این آیه نازل شد، پیامبر اسلام دست حضرت علی را گرفت و فرمود: هر كه من مولا و سرپرست و حاكم او هستم، علی هم مولای او است»/

[1].شواهد التنزیل، حاكم حسكانی، ج 1، ص 200، مجمع أحیأ الثقافْ الاسلامیه؛ تاریخ بغداد، ج 8، ص 284، دارالكتب العلمیه/

[2].مائده،66/

[3].ذیل آیه 96 سوره مائده/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 18:55  توسط اکتای  | 
پاسخ:

این دو آیه مقصود متناقض‌جو را تامین نمی‌کند؛ زیرا آنچه در سوره نازعات آمده، خلقت زمین نیست، بلکه گستردن زمین است (دحاها).
حتی کلمه «استوی» در سوره بقره به معنای خلقت نیست، بلکه به معنای استیلا و تسلط یا پرداختن به آن است. در این صورت معنای آیه چنین است: او خدایی است که برای شما آنچه در زمین است بیافرید، سپس به کار آسمان پرداخت و آن را در هفت آسمان استوار ساخت.
حال با توجه به معنای آیه چه اشکالی دارد که آفرینش آسمان، پیش از خلق زمین باشد، اما استوار ساختن آن به هفت آسمان، پس از خلقت زمین صورت گرفته باشد؟!
اگر این کلمه را به معنای خلقت بدانیم و همین طور کلمه (دحاها) در سوره نازعات به معنای خلقت باشد، چندین پاسخ از طرف قرآن‌پژوهان ارائه شده، یکی از آن پاسخ‌ها چنین است:
کلمه «ثم» نه به معنای «ترتیب واقعی» بلکه به معنای «ترتیب ذکری» باشد، به این معنا که در مقام گزارش از آفرینش آسمان و زمین، ابتدا به خلقت زمین اشاره کرده، سپس به خلقت (پرداختِ) آسمان، پس آیه سوره بقره اصولاً در مقام گزارش به حسب وجود واقعی و تحقق خارجی نیست، بلکه در جهت بیان گزارش از واقعیاتی است که صورت گرفته، در مقام گزارش ابتدا آن را بیان کرده که برای مردم اهمیت دارد، که خلقت زمین است، یعنی اگر چه به حسب آیات سوره نازعات، خلقت آسمان‌ها پیش از زمین است اما چون روی زمین، روزی انسان‌ها و منابع آن وجود دارد که مورد توجه و نیاز مردم است، خداوند آن را در ابتدا ذکر کرده، سپس به گزارش خلقت آسمان‌ها (که پیش از آن آفریده شده بود) پرداخته است.
برخی از مفسران کلمه «بعد ذلک»را در سوره نازعات به معنای «مع ذلک» می‌دانند، همان گونه که در آیه «عتلّ بعد ذلک» به معنای «مع ذلک» است. در این صورت، معنای آیه مورد نظر در سوره نازعات این است: زمین را با این حال (آفرینش آسمان) بگسترد، یعنی به همراه آفرینش آسمان، گسترش زمین نیز صورت گرفت.
بر اساس این معنا، می‌توان گفت که اصولاً آفرینش آسمان‌ها و زمین کاملاً تفکیک شده از هم نیستند و آیات صریحاً از آفرینش نام نبرده، بلکه به استوار ساختن آسمان یا گستردن زمین اشاره کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 18:54  توسط اکتای  | 
پاسخ:

آنچه در این فقره تناقض‌جویی جالب است، اینکه برای چسباندن تناقض به قرآن بدون در نظر گرفتن تعبیرهای مختلفی که در دو گونه آیات آمده، هر دو لفظ «خلق» و «قدّر» به معنای آفریدن معنا می‌شود تا تناقض ادعایی بچسبد، در حالی که، دو معنای متفاوت دارند.
آیاتی که بر شش روز دلالت می‌کند، در آیات قرآن بسیار است که مورد تأیید است و البته بر هیچ عاقلی پوشیده نیست که منظور «روز به وجود آمده از حرکت زمین به دور خورشید» نیست،‌ چون هنوز زمین و خورشیدی در میان نیست.
در آیات دیگر قرآن نیز به صراحت اشاره می‌کند که روز نزد خداوند غیر از آن است که محاسبه می‌کنیم.
در حال در آیه‌ای دیگر تناقض‌جو آفرینش را با استفاده از آیه 9 ـ‌ 12 سورة 41 به شمار هشت رسانده و برای این منظور لفظ «قدّر» را نیز به همان معنای آفرینش گرفته است تا شمار تناقضش جفت و جور شود.
در حالی که تقدیر به معنای اندازه‌گیری است، نه خلقت. به همین خاطر برخی از مفسران، مقصود از آیه را چهار فصل دانسته‌اند با توجه به توضیح فوق که منظور از روز، روز محاسبه‌ای ما نیست.
اما اگر «قدّر» را به معنای آفرینش بدانیم، باز خواسته تناقض‌جو برآورده نمی‌شود، زیرا آفرینش حاصل خیزی زمین برای آماده شدن مواد خوراکی (قوت) در آن، جدای از آفرینش زمین نیست؛ بنابر این قسمتی از چهار روز آفریدن اقوات در زمین، همان دو روزی است که زمین آفریده می‌شود، یعنی در واقع مجموع آفرینش زمین و اقوات (خوراکی) چهار روز می‌شود.
این معنا از آیه مطابق با نظر مفسرانی است که کلمه «تتمه» یا کلمه «کلّ ذلک» را در آیه 10 در تقدیر می‌دانند که بر اساس این تقدیر معنی آیه چنین می‌شود:
«مواد غذایی مختلف آن (زمین) را در تتمه و پایان چهار روز قرار داد» یا «کلّ ذلک فی أربعه أیام»؛ یعنی «تمام آنها در چهار روز بوده است».
مسئله تقدیر کلمات در آیات قرآن بسیار وجود دارد و این از مواردی است که در فصاحت و بلاغت در کلام بسیار کاربرد دارد و در کتاب‌های مربوط به این دو فن آمده است.
هم‌چنین این تفسیر با استفاده از آیات دیگر است که طبق جمله روشن و منطقی تفسیر بعضی از کلام به بعض دیگر، مبنای مستدل و منطقی دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 18:48  توسط اکتای  |