|
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه این بالا تر است
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 16:25  توسط اکتای
|
. امام زمانش رو بشناسه «البته حواست باشه منظور شخصيت آقاست نه شخصش كه مثلا بدوني كجا و كي به دنيا اومده ... اينا رو بدوني خوبه ولي به اين نمي گن امام زمان شناسي... و اين روايت پيامبر اعظم(ص) ناظر به همين شناخت شخصيت آقاست». پيامبر اعظم(ص) : «هر کس از دنيا برود وامام زمانش را نشناسد مانند کسي است که در دوران جاهليت مرده باشد .»
2. درخط ولايت فقيه حرکت كنه « درزمان غيبت کبري»(ما هم ادعا نداريم كه ولي فقيه نائب خاص امام زمانه چون هر چي باشه دورهي نوّاب خاص تموم شده... اما بدون همين رهبر داشتن برا ما شيعهها خودش يه امتيازه... فكر ميكني دليل پيروزي زود هنگام لبنان غير از اينه كه اونا رهبر دارن....) 3. اطاعت وپيروي ازامام زمان كنه( اگه بخواي بهونه بياري كه نمي دونم امام زمان غايبه و ما نمي بينمش و از اين حرفا ... منم ميگم مگه كم رواين از ايشون داريم... خوب به همون ها عمل كن بقيه پيش كش... تازه امامان ما «كُلُهُمْ نُورٌ واحِدْ» همشون يه نور واحد هستن ... ديگه بهونه نداري ميتوني به روايات امامان ديگه كه در دستمونه عمل كني.) . امام صادق(ع) مي فرمايد : کسي که ما را دوست مي دارد بايستي عمل ما را الگو قرار دهد . 4. فقط از كانال ائمه کسب معارف كنه. ( وقتي پيش درياي علم ايستادي كه ديگه نبايد از ليوان آب بخوري... ) امام باقر(ع)مي فرمايد: ما خزانه دار علم خداييم ما مترجم وحي خداييم ما حجت رسانيم به هر که در زير آسمان و روي زمين است. و همچنين امام صادق(ع) مي فرمايد : ماييم راسخون درعلم وما تاويل قران را مي دانيم . 5. هميشه فرج امام مهدي (عج) را از خدا بخواه .( اين آخريه رو ديگه با ما باش تو رو خدا هر چي از خدا مي خواي اول فرج آقا رو بخواه... چون در روايت از خود ايشون داريم كه مي فرمايند:« براي فرج من دعا كنيد زيرا كه فرج شما در فرج من است »... ديگه از اين بالاتر مي خواي ... خوب چرا بيكار نشستي بجاش اين ذكر رو بگو.... «اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلِيكَ الْفَرَجْ»
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 15:21  توسط اکتای
|
پنجره زیباست اگربگذارند ...... چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ..... من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم ....... عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند .....
عاشقان عیدتان مبارکباد
كسى به نزد يكى از عابدان رفت و او را گفت : در تنهايى ، دلتنگ نمى شوى ؟ و عابد گفت : اكنون كه تو آمدى ، تنها شدم .
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 15:13  توسط اکتای
|
شناخت نفس مقدمه شناخت خداست ./ دوستای گلم سلام ./ امروز میخوام در مورد خدا براتون بگم . براتون بگم که چرا هیچ کس بهتر از خدا نیست و چرا چه کسی بهتر از خدا ؟؟؟ ولی قبل از این که خدا رو بشناسیم باید خودمون رو بشناسیم . نفس خودمون رو بشناسیم ./ برای این که از رسول خدا حدیثی داریم که می فرمایند : من عرف نفسه فقد عرف ربه هر کس خودش را بشناسد خدای خودش را خواهد شناخت منظور از شناخت خود در این حدیث نفس آدمی است چون که آدم به خودش نزدیکتره تا دوستش یا کس دیگه تو که در علم خود زبون باشی عارف کررگان چون باشی و برای همین باید اول خودمون رو بشناسیم و بعدا به سراغ دیگر چیزها برویم ./ اما شناخت خود . ما چه جوری می تونیم خودمون رو بشناسم ؟ بعضیا می گن که : من خودمو شناختم من موجودیم دو پا ، هر وقت گشنم شه می رم غذا می خورم هر وقت از چیزی خوشم می یاد در سدد بدست آوردنش تلاش می کنم و هر وقت شهوتم تغیان کند در سدد رفع آن تلاش می کنم و ... . آیا شما فکر می کنید که این کافیست ؟ چون سایر حیوانات با این خصوصیت باما یکسانند. می گی دو پایی که مرغم دو پاست یا بز که چهار تا پا داره خودشم دو تا بیشتر اگه در مورد گرسنه شدن می گی که شیر و حیوانات درنده بهتر از تو می تونن شهوت گرسنگی رو رفع کنند اگر می تونی شهوت جنسی خودت رو برطرف کنی که خروس بهتر می تونه این کار رو کنه اگه دلائل تو اینا باشه که تو تازه با حیوانات وحشی و چهار پا مساوی میشی در ضمن اونا بعضا قوی تر از انسانند مثلا عقاب در بینایی ، چیتا در سرعت ، خروس در شهوت رانی ، و ... . پس برای چه خدا در قرآن کریم می فرماید : و ما موجودی آفریدیم و آنها را از بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم ، برتری بخشیدیم ؟ مگر ما چه برتری از سایر حیوانات داریم که چنین آیه ای برای ما نازل شده ؟ بنابراین ما باید حقیقت خود را در یابیم که چه کسی هستیم ، برای چه آفریده شدیم ، و به کجا خواهیم رفت ؟ این اعضا و جوارح برای چه به ما داده شده ، و بدایم که هلاکتمان باچیست و سعادت مان چیست و از کیست ؟ در حقیقت انسان از دو چیز تشکیل شده یکی صفات بهایم یعنی چهارپایان و درندگان ، و بعضی صفات شیاطین و پاره ای صقات ملائکه و فرشتگان و این ما ییم که باید دریابیم که کدام صفات باعث هلاکت ماخواهد شد و کدام موجب سعادت ما تا سعی در شناخت خود کنیم و در پی حقیقت خود تلاش کنیم که بدون آن رسیدن به سر منزل گاه مقصود محال است .
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 11:18  توسط اکتای
|
|
|