|
دوست عزیز اولا من خدمتتون عرض کردم که ممکنه جوابتون رو دیر دیر بدم
دوما این که شما چه قدر از خدا میدونین ؟ اگه کسی به شما بگه که خدا دوتاست چه جوابی براش دارین ؟ به نظر من شما باید اول به دنبال این جواب باشین ./ در مورد سوالتون باید بگم که شیعه و سنی هیچ اختلافی درمورد این آیه ندارند که خداوند تعالی فرموده اند که هیچ زمانی وجود نخواهد داشت که زمین از وجود فرستاده خدا خالی باشه ./ پس در نتیجه امام زمانی وجود داره حالااون کیه وازکجا میشه شناخت نیاز به بحث زیادی و من نمیتونم براتون توضیح بدم فقط میتونم براتون منابع رو بگم اگه رفتین و منابع رو خوندین درمورد مسائلی که براتون گنگ بود ازم بپرسین تا براتون شفاف سازی کنم ./ منابع : تفسیر نمونه . تفسیر المیزان . کتب اربعه شیعه .
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 19:29  توسط اکتای
|
۱۸سالم بود. سال کنکور. عاشقش شدم. 5 سال بود میشناختمش. زیبا بود. مهربون بود و صبور. هنوز بهش نگفته بودم. پسرخالش گفت سرطان خون گرفته. باز هم بهش نگفتم. میدیدمش ولی مثل بقیه. سلام میکردم مثل بقیه. حرف میزدم مثل بقیه. همه چیز تو دلم موند! میدونستم اگر بهش بگم فکر میکنه دارم ترحم میکنم. نمیگذاشت دیگه ببینمش. بعد از 9 ماه مرد! بهش نگفتم. سر خاکش گریه نکردم. خواهرش دفتر خاطراتش رو بهم داد. تو صفحه اولش نوشته بود: "و من عاشق شدم...!". عاشق شده بود. عاشق من. و بهم نگفته بود. مثل بقیه شده بود. میگفت اگه بهم بگه بعد از مرگش بهش وفادار میمونم. بهش نگفتم. بهم نگفت. عاشق مرد! عاشق مردم...!
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 19:14  توسط اکتای
|
مسلم در صحيح خود از عايشه روايت ميکند که ايشان گفتند:
پيامبر «ص» روزي به هنگام صبح بيرون آمد در حالي که چادري که از موي سياه بافته شده بود بر او بود آنگاه حسن بن علي آمد و پيامبر او را زير چادر خويش قرار داد. سپس حسين آمد او را نيز با خودش زير عبا برد. آنگاه فاطمه آمد او را نيز زير عبا برد. سپس علي آمد و او را هم با خود زير چادر برد و آنگاه فرمود: إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (الأحزاب: 33). «خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». در اين حديث آمده که پيامبر «ص» همسرش، ام سلمه را با آنها زير عبا نبرد بلکه به او گفت: تو از اهل بيت من هستي و تو بر خير و خوبي قرار داري.
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 19:13  توسط اکتای
|
اگر کسی یکبار به تو خیانت کرد ، این اشتباه اوست . اگر کسی دوبار به تو خیانت کرد ، این اشتباه توست
---- یادته یه روز گفتی چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟ عکسشو بده جنازه شو تحویل بگیر! خودت بگو چی شد که امروز به جای جسدش کارت دعوت عروسی تون به دستم رسید
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 19:11  توسط اکتای
|
چنين امري در قرآن زياد آمده است مانند اينکه ميفرمايد:
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ (التوبه: 36) «تعداد ماهها نزد خداوند در كتاب الهى، از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است; كه چهار ماه از آن، ماه حرام است; (و جنگ در آن ممنوع مى باشد.) اين، آيين ثابت و پابرجاى (الهى) است!» و دين تنها به بيان تعداد ماه ها و اينکه چهار ماه از آن ماه ها حرام هستند، منحصر نيست. و گفتة پيامبر «ص» که فرمود: «اينها از اهل بيت من هستند»، نيز چنين است. اگر فرمودة پيامبر «ص» مانع از دخول ديگران در زمرة چهار نفري بشود که پيامبر فرمود از اهل بيت من هستند، پس چگونه نُه نفر ديگر از ائمه که در آن وقت اصلاً وجود نداشتند در زمره اهل بيت قرار داده اند؟! در حالی که اين آيه اي کامل نيست بلکه قسمت آخر آيه اي است که در آغاز آن همسران پيامبر مورد خطاب قرار گرفتهاند: وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (الأحزاب: 33). «و در خانه هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد; خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». پس نامگذاري اين قسمت از آيه به آيه تطهیر سئوال برانگیز میشود، چون اين آيه اي کامل نيست بلکه بخشي از يک آيه مي باشد.
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 19:11  توسط اکتای
|
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 19:10  توسط اکتای
|
تطهير (پاک کردن) و زدودن پليدي به معناي معصوم بودن از اشتباه و گناه است؛
منظور از اهل بيت افراد مشخصي است که نخستين آنها امام علي «ع» و سپس به ترتيب حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسين «ع» مي باشند و ساير اهل بيت پيامبر «ص» را معصوم نمي دانند
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 19:9  توسط اکتای
|
|
|